تماس با ما

درباره ما

به ما بپیوندید

انجمن

پرسش و پاسخ

بخش

اساسنامه

برنامه

بستر های نرم افزاری

 

آرشیو

 

 

 

 

 

 

"انقلاب جهانی"

ارگان مرکزی کمینترن (SH)

 

 

21 دسامبر

 

تاریخ تولد 136 از رفیق استالین!

 

 

 

وب سایت ویژه به زبان انگلیسی

 

مشکلات لنینیسم

 

 

به روز رسانی جدید ما
"استالین-گالری"

 

 

 

 

زنده باد 71 سالگرد آزادسازی آلبانی


وب سایت ویژه 1944 نوامبر 29


انگلیسی
آلمانی
آلبانیایی
روسیه
چینی
فرانسوی
پرتغالی
اسپانیایی

 

 

 

 

زنده باد تولد 195 از فردریش انگلس!

 

 

 

فردریش انگلس

 

 

وب سایت های ویژه

انگلیسی
آلمانی

 

 

پرچم جدید

بین الملل جوانان کمونیست

تاسیس شده در

20th of November 2015

 

 

بین الملل جوانان کمونیست

تاسیس شده در

20th of November 1919

 

 

 

8 - November - 1941

تأسیس حزب کار آلبانی

 

 

.......on the foundation of the party .........

Albania Today No 5 / 1981

 

خانه که در آن حزب تاسیس شد ...

 

 

 

 

1917

 

انقلاب بزرگ سوسیالیستی اکتب

 

 

 

زنده باد انقلاب بزرگ سوسیالیستی اکتبر!

 

گالری

 

 

 

سرود اكتبر

 

 

 

زنده باد تولد 107 از رفیق انور خوجه

 

16 اکتبر 2015 - 16 اکتبر 1908

 

وب سایت های ویژه
انگلیسی
آلمانی

 

 

«انور خوجه - زندگی و کار. 1908 — 1985»

 

 

 

اکتبر 2015 - اکتبر 1965

قتل عام در اندونزی
- تا 1 میلیون نفر مرده -

 

وب سایت در اندونزی

قصاب سوکارنو و نیروهای خونین فاشیست او

 

 

 

October 1, 2015

 

First anniversary of the foundation of ICS

 

International Communist Solidarity

- ICS -

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Comintern (SH)

Programmatic Declaration

on

the question of migrants and refugees


- and its world-revolutionary solution -

 

 

 

Afghans protesting allegations of Iranian abuse of Afghan refugees hold an image of Iranian Supreme Leader Ali Khamenei at a Kabul demonstration on January 13, 2011

 

 

 

120 سالگرد



فردریش انگلس

 

وب سایت های ویژه

 

انگلیسی


آلمانی

 

 

نوشته‌ای از لنین

ترجمه از عبداله باوی

"فردریک انگلس"

چه مشعلی از خِرَد که خاموش شد

چه قلبی که از طپش باز ماند (1)

در تاریخ 5 اوت 1895 فردریک انگلس در لندن درگذشت. پس از رفیقش کارل مارکس (که در سال 1883 درگذشته بود) انگلس بزرگترین دانشمند و آموزگار پرولتاریا در همه جهان متمدن بود. از آن لحظه‌ای که سرنوشت کارل مارکس و فردریک انگلس را به هم رسانیده بود، هر دو رفیق تمام زندگی خود را وقف یک چیز مشترک کردند. برای اینکه بدانیم که انگلس چه خدماتی به پرولتاریا کرده است باید اهمیت آموزش مارکس در رشد جنبش نوین کارگری را درک بکنیم. مارکس و انگلس اولین کسانی بودند که نشان دادند طبقه کارگر و خواستهای آن نتیجه ضروری نظام اقتصادی موجودند که بورژوازی ایجاد کرده و به صورت ناگزیر باعث سازمانیابی آنها میشود. آنان نشان دادند که نه تلاشهای خیرخواهانه افرادی شرافتمند بلکه مبارزه طبقاتی پرولتاریای سازمان یافته است که بشریت را از روابطی که بر اساس ستم بنيان گذاشته شده رهایی خواهد بخشید. مارکس و انگلس اولین کسانی بودند که با کارهای علمی خود مشخص کردند که سوسیالیسم نه محصول رویای خیالپردازان بلکه نتیجه لازم تکامل نیروهای مولده در جامعه معاصر است. همه تاریخ ثبت شده پیش از این، تاریخ مبارزه طبقات که به دنبال آن سیطره و پیروزی طبقات اجتماعی معین بر سایر طبقات بوده است. و این تا زمانی خواهد بود که اساس مبارزه طبقاتی و سیره طبقاتی یعنی مالکیت خصوصی و تولید لجام گسیخته اجتماعی نابود شوند. منافع پرولتاریا خواستار براندازی این پایه‌هاست بنابر این مبارزه طبقاتی آگاهانه کارگران سازمان یافته باید علیه آنها بسیج شود. و هر مبارزه طبقاتی یک مبارزه سیاسی است.

همه پرولترهایی که به خاطر رهایی خود مبارزه می کنند این نظریات مارکس و انگلس را اکنون پذیرفته‌اند. اما در سالهای دهه 1840 هنگامی که این دو رفیق وارد جنبش سوسیالیستی و ادبیات سوسیالیستی زمان خود شدند چنین نظریاتی کاملاً تازه و جدید بودند. در آنزمان بودند خیلی، چه با قریحه و چه بدون استعداد، چه درستکار و چه دغلباز، که عمیقاً در مبارزه برای آزادی سیاسی علیه استبداد شاهان، پلیس و روحانیون درگیر بودند ولی تضاد منافع بورژوازی و منافع پرولتاریا را نمی‌توانستند ببینند. چنین اشخاصی به پتانسیل عمل کارگران به مثابه یک نیروی مستقل اجتماعی وقعی نمی‌گذاشتند. از طرف دیگر بودند خیلی‌ها، از جمله نوابغ خیالپرداز که فکر می کردند تنها کافی است فرمانروایان و طبقات حاکمه در مورد بی‌عدالتی‌های نظام موجود اجتماعی قانع شوند تا صلح و رفاه عمومی بر روی زمین برقرار گردد. آنان رویای سوسیالیسم بدون مبارزه را می دیدند. و همچنین تمامی سوسیالیستهای آن زمان و دوستان طبقه کارگر که به صورت عموم پرولتاریا را یک "غده چرکین" می‌پنداشتند و هراسان می دیدند که چگونه با رشد صنعت این "غده چرکین" نیز بزرگ میشود. بنابراین آنان همه درصدد وسیله‌ای بودند تا از رشد صنعت و پرولتاریا جلوگیری کنند و "چرخ تاریخ" را متوقف کنند. مارکس و انگلس در این ترس همگانی از رشد پرولتاریا اشتراک عقیده نداشتند. آنان برخلاف دیگران تمام امیدهای خود را به رشد مداوم پرولتاریا بسته بودند. هر اندازه پرولتاریا بیشتر باشد به همان اندازه نیرویش به مثابه یک طبقه انقلابی بیشتر است و به همان اندازه سوسیالیسم نزدیکتر و امکانپذیرتر می گردد. خدماتی را که مارکس و انگلس به طبقه کارگر انجام دادند در چند کلمه چنین می توان بیان کرد: آنان به طبقه کارگر آموختند تا خود را بشناسد و آگاهی طبقاتی بیابد. آنان دانش را جایگزین رویاها کردند.

به همین سبب است که نام انگلس باید برای هر کارگری آشنا باشد. به همین سبب است که در مجموعه حاضر که هدف آن مانند تمام نشریات دیگر ما بیدار ساختن آگاهی طبقاتی در کارگران روس بوده ، باید تصویری از زندگی و کارنامه فردریک انگلس، یکی از دو آموزگار کبیر پرولتاریای معاصر ارائه دهیم.

انگلس در سال 1820 در برمن(Barmen) در ایالت "راین" کشور پادشاهی پروس به دنیا آمد. پدرش کارخانه دار بود. در سال 1838 شرایط فامیلی انگلس را مجبور ساخت تا بدون اینکه تحصیلات دبیرستانی را تمام کرده باشد به عنوان منشی در یکی از تجارتخانه‌های برمن (Bremen) شمال غربی آلمان به کار مشغول شود. اشتغال به کار مانع از کسب آموزش علمی و سیاسی انگلس نشد. وی حتی زمانیکه شاگرد دبیرستان بود نفرتی از نظام خودکامه و بوروکراتها به دل گرفته بود. مطالعه فلسفه این نفرت را تعمیق بخشید. در آن روزگار تعلیمات هگل بر فلسفه آلمان حاکم بود و انگلس نیز به پیروان وی پیوست. گرچه هگل خود از هواخواهان دولت خودکامه پروس بود و در خدمت آن با عنوان پروفسور در دانشگاه برلین ایفای وظیفه می کرد، ولی آموزشهای هگل انقلابی بودند. ایمان هگل به خرد انسانی و حقانیت آن و تز اساسی فلسفه هگلی که جهان را دستخوش روند تغییر و تکامل مداوم می دید منجر به آن شد که عده‌ای از پیروان این فیلسوف برلینی که نمی‌توانستند وضعیت موجود را بپذیرند به این عقیده برسند که مبارزه علیه وضعیت موجود یعنی مبارزه علیه بیعدالتیهای موجود نیز در قانون همگانی تکامل ریشه دارد. اگر همه چیز تکامل می يابد، اگر نهادهایی از یک نوع جای خود را به نهادهایی از نوع دیگر می دهند، چرا باید استبداد پادشاه پروس یا تزار روسیه، یا ثروتمند شدن اقلیتی ناچیز از کار اکثریت وسیع و یا تسلط بورژوازی بر مردم برای همیشه ادامه داشته باشد؟ فلسفه هگل از تکامل شعور و ایده‌ها صحبت می کرد که ایده‌آلیستی بود. این فلسفه تکامل طبیعت، انسان و مناسبات اجتماعی انسانی را از پی آمد تکامل شعور استنتاج می کرد. مارکس و انگلس در حالیکه روند ابدی تکامل را از اندیشه هگل می پذیرفتند(2). نظریه ایده‌آلیستی او را رد می کردند. با روآوردن به زندگی آنان می دیدند که این نه تکامل شعور است که تکامل طبیعت را توضیح می دهد بلکه برعکس، تکامل شعور باید از تکامل طبیعت و ماده توضیح داده شود. برخلاف هگل و سایر هگلی‌ها مارکس و انگلس ماتریالیست بودند. آنان با دید ماتریالیستی به جهان و جامعه بشری کشف کردند که همانطور که در پس همه پدیده‌های طبیعی علل مادی نهفته‌است. تکامل جامعه انسانی نیز منوط است به تکامل نیروهای مادی یعنی نیروهای مولده. مناسباتی که بین انسانها در حین تولید نیازمندی‌های مادی برقرار می کردند براساس تکامل نیروهای مولده، شکل می گیرند. توضیح تمام پدیده‌های زندگی اجتماعی، آرمانهای انسانی، اندیشه‌ها و قوانین در همین مناسبات نهفته است. تکامل نیروهای مولده، مناسبات اجتماعی مبتنی بر مالکیت خصوصی را به وجود می‌آورد ولی در اینجا دیده میشود که همین تکامل نیروهای مولده، باعث هدر رفتن مالکیت از دست اکثریت و تمرکز آن به دست اقلیت ناچیز می گردد. تکامل نیروهای مولده باعث الغای مالکیت یعنی اساس نظام اجتماعی معاصر گردیده و خود به طرف هدفی پیش می رود که سوسیالیستها برای خود گذاشته‌اند. آن چه بر سوسیالیست‌هاست این است که دریابند کدام نیروی اجتماعی بنابر موقعیت خود در جامعه معاصر در برقراری سوسیالیسم ذینفع است و چون این نیروی اجتماعی را تشخیص دادند آن را به آگاهی در مورد منافع و وظیفه تاریخی‌اش برسانند. این نیرو همانا پرولتاریا است. انگلس در شهر منچستر مرکز صنایع انگلستان پرولتاریا را شناخت، جایی که در سال 1842 اقامت گزید و در یک شرکت تجارتی که پدرش در آن سهامدار بود به کار آغاز کرد. در اینجا انگلس تنها در دفتر کارخانه نمی‌نشست بلکه در کوچه‌ها و محلات فقیرنشین که کارگران در آن بسختی زندگی می کردند می گشت و با چشمان خود فقر و فلاکت آنان را مشاهده می کرد. ولی او خود را منحصر به مشاهدات شخصی نکرد. وی همه آنچه را که قبل از وی در مورد وضعیت طبقه کارگر انگلیس نوشته شده بود را خواند و به دقت تمام اسناد رسمی را که بدستش می رسید مطالعه کرد. ثمره این مطالعات و مشاهدات کتابی بود به نام "وضعیت طبقه کارگر در انگلستان" که در سال 1845 به چاپ رسید. قبلاً تذکر دادیم که خدمت عمده انگلس در نوشتن وضعیت طبقه کارگر در انگلستان چه بود. قبل از انگلس خیلی‌ها دردهای پرولتاریا را وصف کرده و بر ضرورت کمک به آن اشاره کرده بودند. انگلس اولین کسی بود که تشخیص داد که پرولتاریا تنها یک طبقه رنجبری نیست بلکه در واقع همین وضعیت اقتصادی رنج آور پرولتاریاست که آن را به پیش میراند و مجبورش میکند تا برای رهایی سرنوشت ساز خود مبارزه کند. و پرولتاریای مبارز به کمک خویش خواهد آمد. جنبش سیاسی طبقه کارگر ناگزیر منجر بدان خواهد شد که کارگران درک کنند که راه نجاتشان فقط در سوسیالیسم نهفته است. از طرف دیگر سوسیالیسم فقط زمانی به نیرو تبدیل خواهد شد که هدف مبارزه سیاسی طبقه کارگر قرار گیرد. چنین بودند اندیشه‌های عمده مطروحه در کتاب انگلس درباره وضعیت طبقه کارگر در انگلستان، اندیشه‌هایی که امروز مورد قبول و پشتیبانی همه پرولترهای مبارز قرار دارد ولی در آن زمان بسیار جدید بودند. اندیشه‌های فوق در کتابی با مستندترین و تکاندهنده ترین تصویرها از فلاکت پرولتاریای انگلستان و با نوشتاری پرجاذبه ارائه گردیدند. کتاب مذکور سند محکومیت علیه سرمایه‌داری و سرمایه‌داران بوده و اثر عمیقی به جای گذاشت. در همه جا از این کتاب انگلس به مثابه واقعی‌ترین تصویر پرولتاریای معاصر نقل قول می شد و در واقع نه قبل از 1845 و نه بعد از آن تصویری چنین واقعی و گیرا از فلاکت طبقه کارگر به چاپ نرسیده است.

انگلس وقتیکه به انگلستان آمد سوسیالیست شد. در منچستر وی با کسانی که در جنبش کارگری انگلستان آن زمان فعال بودند ارتباط برقرار کرده برای نشریات سوسیالیستی انگلیسی به نوشتن آغاز کرد. در سال 1844 حین برگشت به آلمان در پاریس با مارکس که با وی قبلاً مکاتبه را آغاز کرده بود آشنا شد. مارکس هم در پاریس تحت تاثیر سوسیالیستهای فرانسوی و زندگی فرانسوی سوسیالیست شده بود. در اینجا این دو رفیق مشترکاً کتابی را به نام "خانواده مقدس" یا نقدی بر نقد انتقادی نوشتند. این کتاب که بخش بیشتر آن توسط مارکس نوشته شده بود و یکسال قبل از وضعیت طبقه کارگر در انگلستان از چاپ برآمد حاوی پایه‌های سوسیالیسم ماتریالیستی انقلابی است که اندیشه‌های عمده آن در فوق توضیح گردیدند. "خانواده مقدس" لقب طنزآمیز برای برادران فیلسوف بائور (Bauer) و پیروان آنان بود. این آقایان نقدی بالاتر از همه واقعیتها، احزاب و سیاستها را موعظه کرده و هرگونه فعالیت عملی را رد می کردند و تنها به صورت "انتقادی" جهان پیرامون و حوادث آنرا مورد نظر قرار می دادند. آقایان بائورها به پرولتاریا به مثابه عقب ماندگانی فاقد قوه تشخیص به دیده تحقیر می نگريستند. مارکس و انگلس با تمام توان خود با این گرایش منحط و زیانبخش مخالفت می کردند. آنان از انسانی زنده، یعنی کارگری که توسط دولت و طبقه حاکمه زیر پا له شده بود، نه تفکر در مورد وضعیت، بلکه مبارزه برای نظام بهتر اجتماعی را طلب می کردند. آنان البته به پرولتاریا به مثابه نیروی قادر به پیشبرد این مبارزه، نیرویی که منافعش در چنین مبارزه‌ای حتمی است، باور داشتند. انگلس حتی قبل از تالیف خانواده مقدس، "مقالات انتقادی درباره اقتصاد سیاسی" (3) خود را در یک مجله آلمانی ـ فرانسوی (4) که توسط مارکس و روگه منتشر میشد به نشر رسانده بود که در طی این جزوه‌ها، پدیده‌های اساسی نظام اقتصادی معاصر را از دیدگاه سوسیالیستی مورد ارزیابی قرار داده و آنها را به مثابه پی آمدهای ضروری حاکمیت مالکیت خصوصی خاطر نشان کرده بود. تماس با انگلس بدون شک عاملی در تصمیم مارکس برای مطالعه اقتصاد سیاسی بود، دانشی که با آثار خود در آن، انقلاب واقعی را به وجود آورد.

از 1845 تا 1847 انگلس در بروکسل و پاریس زندگی کرد و کار علمی را با فعالیت عملی در بین کارگران آلمانی در این دو شهر با هم ‌آمیخت. در اینجا مارکس و انگلس با سازمان مخفی "اتحادیه کمونیستهای آلمان" (5) ارتباط برقرار کردند که وظیفه تشریح اصول اساسی سوسیالیزمی را به عهده آنان گذاشت. بدین ترتیب نوشته معروف "مانیفست حزب کمونیست" نوشته مارکس و انگلس که در سال 1848 نشر شد به رشته تحریر درآمد. این جزوه کوچک ارزشی برابر با کتابهای کامل دارد. روح این جزوه تا به امروز پرولتاریای سازمان یافته و مبارز در سراسر جهان متمدن را رهنمایی می کند.

انقلاب سال 1848 که ابتدا در فرانسه برپا شد و بعداً به سایر کشورهای اروپای غربی سرایت کرد مارکس و انگلس را دوباره به زادگاهشان برگرداند. در اینجا در منطقه راینی پروس آنان اداره نشریه دموکراتیک "روزنامه راین جدید"(6) را که در کلن نشر می شد به عهده گرفتند. این دو رفیق روح و قلب آمال دموکراتیک انقلابی در راین پروس بودند و تا آخرین سنگر در دفاع از آزادی و منافع مردم علیه نیروهای ارتجاع مبارزه کردند. چنانکه می دانیم در این رویارویی، ارتجاع پیروز شد. روزنامه راین جدید ممنوع شد و مارکس که در طی زمان تبعید قبلی‌اش تابعیت پروسی خود را از دست داده بود اخراج گردید. انگلس در قیام مسلحانه مردمی شرکت کرد، برای آزادی در سه نبرد جنگید و بعد از شکست اغتشاش گرایان از راه سوئیس دوباره به لندن برگشت.

مارکس هم در لندن اقامت گزید. انگلس به زودی در شرکت تجارتی منچستر، جایی که در طی سالهای دهه چهل کار می کرد، بار دیگر ابتدا به عنوان منشی و سپس به عنوان سهامدار به کار مشغول شد. تا سال 1870 وی در منچستر زندگی می کرد در حالیکه مارکس در لندن بود. اما این فاصله مانع آن نشد که آنان به روابط اندیشمندانه خود نپردازند. آنان تقریباً روزانه با هم تبادل نامه داشتند. در طی مکاتبات مذکور این دو رفیق نظریات و دانش خود را مورد بحث و ارزیابی قرار داده و به کمک هم سوسیالیسم علمی را شکل دادند.. در سال 1870 انگلس به لندن نقل مکان نموده زندگی مشترک فکری‌شان که از کار سخت مایه می گرفت تا سال 1883 که مارکس چشم از جهان فرو بست، ادامه داشت. ثمره این اشتراک فکری از جانب مارکس کتاب "سرمایه" بزرگترین اثر اقتصاد سیاسی دوران ما بود و از طرف انگلس تعدادی از آثار مختلف کوچک و بزرگ. انگلس در آثاری که با بیان ساده می‌نوشت و اکثراً طبیعت جدلی داشتند در پرتو درک ماتریالیستی تاریخ و تئوری اقتصادی مارکس به مسایل عمومی‌تر و پدیده‌های مختلف مربوط به گذشته و حال می پرداخت. از آثار انگلس می توان از اینها نام برد : "آنتی دورینگ"(7) اثر جدلی علیه دورینگ (که در آن مسایل مهمی در عرصه‌های فلسفه، علوم طبیعی و علوم اجتماعی تجزیه و تحلیل شده‌اند)، "منشاء خانواده، مالکیت خصوصی و دولت"، "لودویگ فوئرباخ و پایان فلسفه کلاسیک آلمان"(8)، مقاله‌ای درباره سیاست خارجی حکومت روسیه(9)، مقالات رسایی درباره مسئله مسکن(10) و بالاخره دو مقاله کوچک ولی خیلی با ارزش پیرامون انکشاف اقتصادی روسیه. (11) مارکس قبل از اینکه بتواند به آخرین ویرایش‌ها به اثر پرارزش خود، سرمایه بپردازد وفات یافت. نوشته آن اما قبلاً تکمیل شده بود و انگلس پس از مرگ دوستش کار پر مشقت آماده سازی و نشر جلد 2 و 3 سرمایه را به عهده گرفت. وی جلد 2 را در سال 1885 و جلد 3 را در سال 1894 نشر کرد(مرگ وی مانع تهیه جلد 4 گردید) (12)، این دو جلد زحمت زیادی را برای انگلس باعث شدند. سوسیال دموکرات اتریشی ادلر بدرستی بیان داشته است که با نشر جلدهای 2 و 3 کاپیتال، انگلس بنای یادگار پرشکوهی را برای رفیق نابغه خود افراشت و بر آن بدون آنکه خود بخواهد نام خود را هم حک کرد. در واقع این دو جلد کاپیتال اثر دو نفر مارکس و انگلس هستند. افسانه‌های باستانی نمونه‌های پرشور دوستی و رفاقت را در سینه دارند. پرولتاریای اروپا می تواند بانگ دهد که کاپیتال به دست دو دانشمند مبارزی آفریده شده که مناسباتشان شورانگیزترین افسانه‌های باستانی دوستی و رفاقت انسانی را بیرنگ می نمایاند. انگلس همواره ـ و در مجموع به حق ـ خود را پس از مارکس قرار میداد. او به یکی از دوستان قدیمی خود نوشت "در زمان حیات مارکس من بازیگر دست دوم بودم".(13) محبت انگلس به مارکس آن دورانی که مارکس زنده بود و ارجگزاری‌اش به یاد وی آن زمانی که مارکس درگذشت بیکران بود. این مبارز جدی و اندیشمند بی تجمل، روحی عمیقاً پر محبت داشت.

بعد از جنبش 1849 ـ 1848 مارکس و انگلس خود را به پژوهشی علمی در تبعید محدود نساختند. مارکس در سال 1864 "انترناسیونال اول" را بنيان گذاشت و آنرا به مدت یک دهه رهبری کرد. انگلس هم سهم فعالی در امور آن به عهده می گرفت. کار "انترناسیونال اول" که بر اساس اندیشه مارکس پرولترهای همه کشورها را در خود متحد می ساخت در رشد جنبش طبقه کارگر دارای اهمیت بی‌اندازه بود. نقش وحدت دهنده مارکس و انگلس حتی با انحلال "انترناسیونال اول" در سالهای 70 پایان نیافت، بلکه اهمیت آنان به مثابه رهبران معنوی جنبش همواره در افزایش بود زیرا که رشد جنبش طبقه کارگر بی‌وقفه ادامه داشت. پس از مرگ مارکس، انگلس به تنهایی به دادن آگاهی و رهبری سوسیالیستهای اروپایی ادامه داد. هم سوسیالیستهای آلمان که نیروی‌شان علی‌رغم پیگرد حکومتی به سرعت و مداوماً در افزایش بود و هم نمایندگان سوسیالیستهای کشورهای عقب مانده‌تر چون اسپانیایی‌ها، رومانی‌ها و روسها که مجبور بودند اولین گامهای خود را به دقت بسنجند سراغ رهنمودهای انگلس را گرفته و همه از گنجینه غنی دانش و تجربه او در پائیز عمرش بهره می‌بردند.

مارکس و انگلس که هر دو روسی می دانستند و کتابهای روسی می خواندند علاقه مفرط به این کشور داشتند و جنبش انقلابی روس را با دلسوزی تعقیب کرده و با انقلابیون روسی روابط داشتند. این هر دو رفیق پس از دموکرات بودن سوسیالیست شدند و این احساس دموکراتیک تنفر در مقابل استبداد سیاسی نزد آنان خیلی قوی بود. این احساس بلاواسطه سیاسی یکجا با درک عمیق تئوریک از ارتباط بین استبداد سیاسی و ستم اقتصادی، و نیز تجربه غنی آنان از زندگی، مارکس و انگلس را از نظر سیاسی به گونه غیرعادی حساس ساخته بود. به همین دلیل مبارزه قهرمانانه دسته‌ای از انقلابیون روس در مقابل حکومت مقتدر تزاری پژواکی بس همنوا در قلبهای این انقلابیون مجرب برمی‌انگیخت. از سوی دیگر تمایل به روگردانی ـ به خاطر کسب امتیازات واهی اقتصادی ـ از مهمترین و عاجلترین وظایف سوسیالیستهای روسی یعنی بدست آوردن آزادی سیاسی، طبیعتاً برای آنان مشکوک بود و حتی خیانت مستقیم به امر انقلاب سوسیالیستی تلقی میشد.

مارکس و انگلس همواره یاد می دادند که "رهایی کارگران باید کار خود طبقه کارگر باشد"(14). اما به خاطر مبارزه برای رهایی اقتصادی، پرولتاریا باید ابتدا حقوق معین سیاسی را برای خود بدست آورد. اضافه بر آن مارکس و انگلس با وضوح می دیدند که انقلاب سیاسی در روسیه دارای اهمیت زیادی برای جنبش طبقه کارگر اروپای غربی هم خواهد بود. روسیه خودکامه همواره دژ ارتجاع اروپایی بود. موقعیت فوق العاده مساعد بین المللی که روسیه بعد از جنگ 1870 از آن برخوردار بود (15)، جنگی که برای مدت زمانی مایه نفاق بین آلمان و فرانسه بود، البته فقط اهمیت روسیه استبدادی را به مثابه یک نیروی ارتجاعی تقویت کرد. تنها روسیه‌ای آزاد، روسیه‌ای که نیاز نداشت نه بر لهستانی‌ها، فنلاندی‌ها، آلمانی‌ها، ارمنی‌ها یا هیچ ملت کوچکتر ستم کند و نه همواره فرانسه و آلمان را مقابل هم قرار دهد می توانست به اروپای معاصر، اروپایی که از بار جنگ رها شده بود توانایی بخشد تا آزادانه نفس بکشد. تنها چنین روسیه‌ای عناصر ارتجاعی اروپا را یکسره ناتوان ساخته، طبقه کارگر اروپا را قوی کند. به همین دلیل هم انگلس مشتافانه آرزوی استقرار آزادی سیاسی در روسیه را به امید پیشرفت جنبش طبقه کارگر در غرب داشت. با مرگ وی انقلابیون روسیه بهترین رفیق خود را از دست داده‌اند.

بیایید همواره یاد فردریک انگلس، این مبارز کبیر و آموزگار پرولتاریا را گرامی بداریم.

زیرنویس ها :

1ـ لنین این دو جمله را از شعر "بیاد دوبرول یوبوف" نوشته نیکولای نکراسوف، برای مقاله اش اخذ نموده است.

2ـ مارکس و انگلس بارها خاطرنشان کردند که در روند تکامل فکری خود، آنان مدیون فلاسفه بزرگ آلمان به خصوص هگل بودند. انگلس می گفت " بدون فلسفه آلمان، سوسیالیسم علمی هیچگاه پا به عرصه ظهور نمی‌گذاشت". (یادداشت انگلس بر مقاله "جنگ دهقانی در آلمان، سال 1870، نوشته مارکس و انگلس، جلد 18)

3ـ در اینجا منظور اثر انگلس "مقالات انتقادی درباره اقتصاد سیاسی" است.

4ـ منظور لنین مجله Deutsch – Französische Jahrbücher بود.

5ـ "اتحادیه کمونیستها" نخستین سازمان بین المللی انقلابی پرولتاریا بود. در آغاز سال 1847 مارکس و انگلس به انجمن مخفی "اتحادیه عدالتخواهان" پیوستند. در ماه ژوئن 1847 کنگره "اتحادیه عدالتخواهان" را برگزار کردند. در آنجا این انجمن "اتحادیه کمونیستها" نام گرفت و شعار "همه انسانها برادرند" به شعار بین المللی "پرولتاریای جهان، متحد شوید!" تبدیل شد.

هدف "اتحادیه کمونیستها" نابودی سیستم سرمایه‌داری و جانشینی آن با جامعه‌ای بدون طبقه و مالکیت خصوصی بود. از طرف "اتحادیه کمونیستها" مارکس و انگلس "مانیفست حزب کمونیست" را نوشتند. "اتحادیه کمونیستها" نقش بزرگی در آموزش پرولتاریای انقلابی داشت که در تشکیل احزاب کارگری و انترناسیونال اول نقش داشتند. اتحادیه کمونیستها تا نوامبر 1852 به موجودیت خود ادامه داد.

6ـ Neue Rheinische Zeitung در شهر کلن از اول ژوئن 1848 تا 19 ماه مه 1849 منتشر شد.

7ـ اشاره به کتاب "تحول علوم آقای ایوژن دورینگ" یا "آنتی دورینگ" نوشته انگلس است.

8ـ اشاره به کتاب "لودویگ فوئرباخ و فلسفه کلاسیک آلمان" نوشته انگلس

9ـ اشاره به کتاب " سیاست خارجی تزار روس" نوشته انگلس

10ـ اشاره به اثر "مسئله مسکن" نوشته انگلس

11ـ اشاره به مقاله انگلس " درباره روابط اجتماعی در روسیه" و مقاله پایانی برای این نوشته که در ژنو در سال 1894 منتشر شد.

12ـ لنین با اشاره به توضیحات انگلس در مورد نوشته مارکس "تئوریهایی درباره ارزش اضافه" که در سال 1863 ـ 1862 نوشته شد آنرا جلد چهارم سرمایه به حساب می‌آورد. انگلس در پیشگفتاری برای جلد دوم می نویسد " هدف من، بعد از فصلهایی که در جلدهای دوم و سوم کاپیتال آمده‌اند، انتشار "تئوریهایی در مورد ارزش اضافه" به عنوان جلد چهارم می باشد. انگلس موفق نشد که جلد چهارم را برای چاپ آماده کند و اولین بار که این اثر چاپ شد به زبان آلمانی و با کوشش کارل کائوتسکی بین سالهای 1910 ـ 1905 بود. در این اثر خواسته‌های پایه‌ای برای درک این اثر کنار نهاده شده بود. اولین بار که "تئوریهایی درباره ارزش اضافه" که کاملاً با نوشته اولیه سالهای 1863 ـ 1862 تطبیق داشت در سالهای 1961 ـ 1955 چاپ شد.

13ـ اشاره به نامه انگلس به آی بکر (I. Becker) بتاریخ 15 اکتبر 1884 دارد.

14ـ کارل مارکس "اساسنامه بین المللی برای انجمنهای بین المللی کارگران".

15ـ اشاره به جنگ فرانسه و پروس.

 

 

95 سالگرد کنگره جهانی دوم کمینترن
2015 ژوئیه 19


 


وب سایت های ویژه

انگلیسی
آلمانی

 

 

 

 

همبستگی با طبقه کارگر یونان!
پرولتاریای تمام کشورهای اروپایی - متحد شوید!
نور آتش از انقلاب سوسیالیستی در سراسر اروپا!
زنده باد انقلاب سوسیالیستی جهان!
بیایید در برابر هر دو اردوگاه امپریالیستی کل اروپا و علیه بورژوازی ملی از کشورهای اروپایی در مبارزه!
زنده باد جمهوری سوسیالیستی اروپا تحت دیکتاتوری پرولتاریا!

 

 

 

 

زنده باد تولد 120

Hans Beimler

1885 ژوئیه 2

 

وب سایت های ویژه

انگلیسی

آلمانی

روسی

ایتالیایی

اسپانیایی

فرانسوی

چینی

 

 

 

(در حال ساخت)

یونان

 

 

 

 

22 ژوئن 1941
جنگ بزرگ میهنی آغاز می شود ...

 

"رفیق استالین به پیروزی بر اشغالگران نازی فاشیست منجر به جنگ بزرگ میهنی مردم شوروی و با افتخار دفاع از دستاوردهای جهان تاریخی از انقلاب اکتبر.

معنای انترناسیونالیستی از جنگ بزرگ میهنی است که رفیق استالین - به عنوان رهبر پرولتاریای جهانی - نتیجه راه را برای پیروزی سوسیالیسم در مقیاس جهانی هموار ".

کمینترن (SH)
2015 ژوئن

 

 

وب سایت های ویژه در

انگلیسی
روسی
آلمانی

 

 

 

 

"دفاع محترم رفیق استالین به معنای سرنگونی انقلابی رژیم فاشیستی پوتین، به ویژه، و سرنگونی کل نظام غارتگر امپریالیسم جهان، به طور کلی."
کمینترن (SH)

 

 

 

 

"Path of the World Party"

(Theoretical Organ)


Declaration of War

Against the neo-revisionist

 

ICMLPO


published by the Comintern (SH)

June 16, 2015


 

 

 

1945 مه 9 - 2015 مه 9
زنده باد 70 سالگرد پیروزی بر فاشیسم هیتلر!

 

 

وب سایت های ویژه در

انگلیسی
روسی
آلمانی
پرتغالی
فرانسوی
اسپانیایی

 

 

 

 

 

زنده باد تولد 197 از کارل مارکس!

 

2015 مه 5 - 1818 مه 5

 

 

مارکس-انگلس بایگانی

 

 

 

تبریک آدرس به زبان انگلیسی

 

 

 

2015


روز بین المللی مبارزه طبقاتی پرولتاریای جهانی !

 

پرولتاریای همه کشورها - متحد شوید!

 

 

روز اول ماه می به عنوان یک چشم انداز برای پیروزی طبقه کارگر بوده است!
روز اول ماه می به عنوان روز جهانی کارگر روزی است که کارگران با عمل خود نشان میدهند برای حقی که میخواهند برایش بجنگند!
اول ماه می از سوی پرولتاریای انقلابی تمامی کشور ها با تظاهرات و همبستگی پاسخی علیه سرمایه داری جهانی میدهد!
این روز روز صف آرایی و شورش علیه توحش موجود سرمایه داری میباشد!
در این روز باید به سازماندهی اعتصابات و تظاهرات ها در برابر استثمار و توحش سرمایه داری پرداخت در برابر خشونت و توحش فاشیسم باید آماده شد!
نیروی پیشتاز انقلابی پرولتاریا را فرا میخواند کارگران را برای شکستن اسارت برده داری اقتصادی و سیاسی و راهی که در آن روز در راه آزادی واقعی گام بر خواهد داشت!
کارگران می بینند که در تمام کشورهای بورژوایی «دموکراسی» چیزی جز دیکتاتوری افسارگسیخته یک باند از سارقان ، بانکداران، و ژنرال نیست!
در هر شکلی دیکتاتوری خونین جلادان ، ژنرال ها ، کشتار صدها هزار نفر از کارگران و دهقانان در جهت منافع گروهی از بانکداران است، تنها دیکتاتوری طبقه کارگر ، است که میتواند به نفع اکثریت قریب به اتفاق مردم کارگر باشد، خلع سلاح بورژوازی ، ایجاد ارتش سرخ ، و رهایی تمام جهان از بردگی در دستور کار قرار میگیرد .
کارگران و سربازان تمام کشورها در تدارک آماده کردن سلاح های خود در برابر بورژوازی پیش روی خود هستند . در برابر دشمن خود در کشور خودشان هستند . تا با شورش در برابر دولت های بورژوایی خود آنها را عقب برانند .
در تدارک آماده کردن سلاح های خود در برابر بورژوازی خود و " سوسیال دموکرات ها " ، رویزیونیستها و نو رویزیونیستها که به آنها خدمت می کنند هستند.
طوفان در حال رشد است .
شعله های آتش انقلاب پرولتری در حال گسترش در سراسر جهان است.
بنر ما ، سرخ برنگ خون تمام جنگجویان بزرگ و جانباختگان طبقه کارگر ، بر تمامی جهان به اهتزاز در خواهد آمد.
در رعد و برق و طوفان، در خون و اشک ، در گرسنگی و درد و رنج بی پایان ، جهانی جدید به زودی آغاز خواهد شد ، جهانی روشن از کمونیسم .
ما اول ماه می را جشن می گیریم با عزم برای یک پیروزی کامل برای آزمودن قدرت ارتش انقلابی پرولتاریا متحد در سراسر جهان.
در این روز ما نشان میدهیم که تمامـــــــــی قدرت از تمامـــــــی کشور ها برای کارگـــــران است.
پس از سال ها بحران اقتصادی جهان در تاریخ پرولتاریای بین المللی این سال را جشن اول ماه می را در شرایط بخصوص فقر و بی حقوقی در تمام کشورهای سرمایه داری قرار گرفته است. تلاش های سرمایه داری جهانی برای غلبه بر بحران نتیجه نداشته و منجر به بیکاری میلیون ها نفر ، کاهش دستمزد،شرایط غیر قابل تحمل از مالیات، کاهش مزایای اجتماعی ، بیمه، سوء تغذیه ، بیماری ویرانگر ، و مرگ و میر شده است . زندگی میلیون ها و میلیون ها نفر از انسان ها ویران شده است .
مبارزه پرولتری متوقف نخواهد شد مبارزه برای دستمزدهای بالاتر و ساعات کاری کمتر ، و مبارزه برای طبقه کارگر ادامه خواهد یافت. این مبارزه به پیروزی توده های کارگران مبارز تبدیل خواهد شد.
احزاب اصلاح طلب ، رویزیونیست و نئو رویزیونیست آشکارا و پنهان با نقش خود به نفع سرمایه داری همکاری کرده اند .اما آنها ضعیف تر و ضعیف تر شده و بحران جهانی به سمت افزایش رفته است ، و به همین ترتیب بورژوازی آنها را رها خواهد کرد و در حال حاضر به فاشیسم امید بسته است .
رهبران سوسیال دموکرات ، رویزیونیست و نئو رویزیونیست میخواستند برای به دست آوردن اطمینان کارگران و متقاعد ساختن آنان با ترفند حیله گری و دوستی وارد شوند و زمانی ترفندشان شکست خورد طریق زور توسط فاشیسم ،علیه طبقه کارگروارد شدند .
فاشیسم و سوسیال فاشیسم در خدمت حفظ سلطه و بی حقوقی سرمایه داری است.
بقول رفیق انور خوجه:
" این تنها طبقه کارگر است که در راس رهبری توده ها است، تنها طبقه کارگر به وسیله حزب مارکسیست لنینیست واقعی رهبری میشود، این تنها طبقه کارگر هست که از طریق انقلاب مسلح، از طریق خشونت، می تواند و باید رویزیونیست های خائن را دفن کند "
در حال حاضر تضاد قدرت های امپریالیستی بر سر مستعمرات خود به مرحله ی حادی رسیده است و جهان را در آستانه جنگ قرار داده است از سوی قدرت های امپریالیستی وبا حمایت رویزیونیست ها علیه طبقه کارگر مزدوران فاشیست و سوسیال فاشیست از شرق و غرب به خدمت گرفته شده اند همانند آن چیزی که در سوریه و اوکراین دیده میشود تا به تخریب مبارزات انقلابی پرداخته و منافع سرمایه داری و پارلمان را حفظ نمایند و علیه کارگران برای وادار کردن آنان به تولید و بهره کشی بیشتر و خنثی کردن اعتراض انقلابی آنان مبارزه میکنند کارگران نیز جز زنجیر های خود چیزی برای از دست دادن نداشته و در تشکل های متحد علیه آنان مبارزه میکنند.
در همه جا نیاز به تشکیل یک جبهه مبارزه متحد علیه تهاجم سرمایه داری ، علیه فاشیسم و خطر جنگ امپریالیستی ، در حال رشد است . کارگران آنها قادر خواهند بود به در برابر استثمار و فاشیسم و جنگ امپریالیستی فقط با ایجاد یک مبارزه جبهه متحد مقاومت کرده و پیروز شوند .
روز اول ماه مه این سال در میان جنگ طبقاتی آتشین در آستانه و قوع است .
پیروزی مال ما خواهد بود !
انقلاب جهانی سوسیالیستی تنها راه رهایی از استثمار و ستم ، فاشیسم و جنگ امپریالیستی است !
اجازه دهید همه نیروهای انقلابی جهان متحد شوند ، و آماده مبارزه برای رهایی از سرمایه داری و برای ساخت و ساز جهان از سوسیالیسم شوند.
زنده باد انقلاب جنگ طبقاتی علیه جنگ امپریالیستی

 

 

 

 

 

زنده باد رفیق لنین

145. تاریخ تولد

22 1870 آوریل

 

وب سایت به زبان انگلیسی

 

 

آرشیو لنین ایران

 

 

لنین گالری

 

 

 

 


17. آوریل 1930 - تاریخ مرگ

ولادیمیر مایاکوفسکی

 

"مایاکوفسکی یک قهرمان از انقلاب است"

"او بهترین و با استعداد ترین شاعر عصر شوروی ما است."

"بی تفاوتی نسبت به حافظه خود و به کار خود جرم است."

سال 1935، استالین

 

 

بین المللی مایاکوفسکی - بایگانی

 

چینی

 

انگلیسی

 

زبان فرانسه

 

آلمانی

 

پرتغالی

 

روسی

 

هاسپانیایی

 

 

مایاکوفسکی:
مارس چپ
(ارنست بوش)

 

 

 

 

 

11 آوریل 1985

30 سالگرد مرگ رفیق انور خوجه

 

 

 

 

صفحه وب خاص

 

 

 

 

 

144 سال پیش

18 1871 مارس

 

زنده باد کمون پاریس!

کمینترن (SH) خوش آمد می گوید همه کموناردهای جهان!

زنده باد دیکتاتوری پرولتاریا!

زنده باد جمهوری سوسیالیستی جهانی!

 

گرامی باد سالروز کمون پاریس

در هجدهم مارس 1871 کارگران پاریس از طریق قیام قدرت سیاسی را در دست گرفته و اولین دولت کارگری جهان را بنیان نهادند. دولت کمون پس از هفتاد روز با شدت و خشونت کم نظیری توسط بورژازی فرانسه در هم کوبیده شد ه و دهها هزار نفر از کموناردها دربرابر جوخه های اعدام قرار گرفته و در گورهای دسته جمعی دفن شدند. اگر کمون شکست خورد اما بی تردید تجربه کمون نقش محوری در تکوین سوسیالیسم مارکس داشته است


او نمرده است،
او را کنار دیوار گذاشتند،
و هزار بار تیربارانش کردند
و سیاه­کاران عربده زنان،
پرچم خود را در کوچه­ها گرداندند،
پرچمی که جلاد از میان لجن بیرون کشید،
و فریاد زد: این است کیفر.
اما با وجود سرکوب،
او نمرده است،
آری کمون جاودانه زنده است .

 

"جوهر و عصارۀ کمون در آنجا نیست که معمولا بورژواها به دنبال آن می گردند ، بلکه در آفرینش نوع خاصی از دولت است "

ولادیمیر ایلیچ لنین

 

 

 

صفحه وب خاص

English

Chinese (new!)

French

German

Italian (new!)

Portuguese

Russian

Serbo-Croat

Spanish

Turkish

 

کمون پاریس - گالری تصاویر - تصاویر جدید

 

https://sedayeazadibarabari.files.wordpress.com/2015/02/daa9d985d988d986-d988-d985d8a7d8b1daa9d8b3.jpg

 

 

 

 

- بیش از 10 000 ضد سرمایه داران در فرانکفورت -

2015 مارس 18

 

بخش آلمانی در عمل

 

بخش آلمانی از کمینترن (SH) مبارزه می کند در سر جلو نبرد! [نگاه کنید به: پرچم کمینترن (SH)]

 

BLOCKUPY-فرانکفورت


شکستن قدرت سرمایه مالی بین المللی!


مرگ بر سرمایه داری جهان!

 

 

 

 

 

 

 

 

در جاده ها، می خوانیم: "عروسک سرمایه"

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

زنده باد 1871 مارس 18!

زنده باد 2015 مارس 18!

 

 

(اطلاعات بیشتر در مورد وب سایت از بخش آلمانی)

 

 

 

 

 

در زبان آلبانیایی

«کشاورزی در سوسیالیستی جمهوری خلق آلبانی»

 

کتاب تصویر

 

«BUJQESIA NË REPUBLIKËN POPULLORE SOCIALISTE TË SHQIPËRISË»

 

 

 

مارس 18
روز جهانی زندانیان سیاسی

 

پیام همبستگی
به انگلیسی

 


 

 

 

2015 مارس 14

132 سالگرد مرگ

کارل مارکس

 

1883 مارس 14


وب سایت اختصاصی به زبان انگلیسی


* * *

 

کارل مارکس

نقد برنامه گوتا

(1875)

 

نوشته شده بیش از 140 سال پیش

19 زبان جهان

 

 

 

1920

حوادث تاریخی از جنبش انقلابی جهان

 

مارس 1920

انقلاب در آلمان


سایت های ویژه به زبان انگلیسی

 

 


جنگ افزار پرولتاریا یک پیششرط برای پیروزی انقلاب سوسیالیستی است!
خلع سلاح یک پیششرط برای پیروزی ضد انقلاب است

کمینترن (SH)

 

 

 

 

 

8 مارس 2015
روز بین المللی زنان

 

وب سایت ویژه به زبان انگلیسی

 

زنده باد انقلاب سوسیالیستی در ایران

 

The barbaric act of stoning must stop now!

 

زنان کمونیست بین المللی

 

 

 

1953 مارس 5

روز 62 از مرگ

رفیق استالین هرگز نخواهند مرد!

او برای همیشه در قلب ما زندگی می کنند!

 

وب سایت ویژه موجود در

انگلیسی



استالین - گالری

 

 

 

استالین آرشیو

 

بر J. V. استالین

 

 

 

 

پایه و اساس

 

کمینترن

 

 

وب سایت ویژه به زبان انگلیسی:

زنده باد 96 سالگرد بین المللی کمونیست!

2015 مارس 4

 

 

در 13 زبان

آرشیو کمینترن

 

 

لنین و استالین


رهبران بزرگ از کمینترن

و جنبش کمونیستی

بین المللی

 

 

 

کمینترن در تصاویر

 

 

 

 

در زبان آلبانیایی

هنرهای تجسمی آلبانی است.

نقاشی

تیرانا 1978

enverhoxha.ru با تشکر از

 

 

 

 

 

زنده باد تولد 125 از ویاچسلاو مولوتف!

 

فوریه 25 [مارس 9] 1890

- 1986 نوامبر 7)

 

 

انور خوجه

در مولوتف

همچنین در زبان آلمانی در دسترس

 

 

 

 

 گالری

 

 

 

 

بین المللی مولوتف-بایگانی

انگلیسی
چینی
زبان فرانسه
آلمانی
پرتغالی
روسی
اسپانیایی

 

 

 

اوت ببل

1840 فوریه 22 - 2015 فوریه 22
سالگرد 175


اوت ببل

 

اگوست ببل، آشپزخانه و اسارت زن


نابرابری جنسی
۱۳ اوت مصادف بود با صدسالگی خاموشی اگوست ببل، نظریه‌پرداز و فعال سیاسی نامدار آلمان که سوسیال دمکراسی را به نیرویی در سطح ملی و بین‌المللی بدل کرد، اما کتاب ببل در زمینه حقوق زنان نیز بخشی قابل اعتنا از از کارنامه او به شمار می‌رود. تاکید او بر لزوم برابر حقوقی زنان و مردان حتی در میان همفکرانش نیز با موانع روبه‌رو بود، اما سرانجام تابوهای بسیاری شکست و این کتاب، به کتابی مرجع بدل شد.
«برچیدن آشپزخانه در خانه‌ها برای شمار کثیری از زنان نوعی رهایی است. باید به ایجاد آشپزخانه‌های بزرگ و جمعی روی آورد؛ آشپزخانه‌هایی که در آنها رنج دود خوردن و تحمل حرارت و آلوده‌شدن به چربی و دوده در کار نباشد؛ آشپزخانه‌هایی که با پیشرفته‌ترین امکانات تکنیکی و ماشینی باید بیشتر به سالن شبیه باشند تا محل کار؛ تا کار به شدت نامطبوع و وقت‌گیری که به دوش زنان گذاشته شده همگانی و به تفریح بدل شود…

زن در جامعه جدید به لحاظ اجتماعی و اقتصادی باید مستقل باشد و فارغ از سلطه هر اثری از اقتدار و استثمار. او همچون انسانی آزاد باید همتراز مردان بایستد و حاکم سرنوشت خویش باشد.»

گرچه ایده اگوست ببل درباره آشپزخانه تا حدودی غیرمتعارف می‌نماید، ولی بحث اصلی او که به برابر حقوقی زن و مرد برمی‌گردد از اولین بحث‌ها در زمانه‌ای است که حتی در خود غرب هم چندان به این مسائل توجه نمی‌شد. ببل رهبر بزرگترین حزب سوسیال دمکراسی دنیا بود، شخصیتی بود در کل اروپا شناخته‌شده و مورد احترام دوست و دشمن. هم تئوریسین بود، هم سازمانگر و هم نویسنده.

ببل در زمانه‌ای که سندیکا در آلمان ممنوع بود سازمانگر مقاومت در برابر دستمزدهای نازل برای کارگران شد، و گرچه آفریقا را چندان شایسته رهایی از زنجیر استعمارگرایی نمی‌دانست، اما با مداخله نظامی کشورش در بیرون مرزها هم موافق نبود. یکی از نقاط برجسته او اما توجه و تمرکزی است که روی مسائل مربوط به حقوق زنان دارد.

عرصه‌‌ای که تیول مردان بود

در زمانه ببل بی‌حقوقی و صغارت و حقارت زنان امری طبیعی و سرنوشتی محتوم برای نیمی از آحاد جامعه به شمار می‌رفت.

جنبش کارگری نیز در بخش بزرگی از دوره خودش جنبشی مردانه بود. بنیانگذاران آن یا کارورزان و کارگرانی مانند ببل بودند یا دانشورانی مانند مارکس و انگلس. در همه این عرصه‌ها زنان به گونه سیستماتیک امکان ورود نداشتند. حتی حضور فزاینده زنان در مشاغل کارگری و صنعتی نیز به عنوان استثنایی‌هایی در “کارهایی که اصولا به مردان تعلق دارند” تلقی می‌شد.

اثر معروف ببل به نام “زن و سوسیالیسم” که سال ۱۸۷۹ در زوریخ منتشر شد ورق را تا حدود زیادی برگرداند. این اثر گرچه بلافاصله در آلمان ممنوع اعلام شد ولی به تدریج نام ببل را در جهان پرآوازه ساخت و به مبنای تئوریکی برای تلاش در میان چپ‌ها و حتی نیروهای دیگر برای رهایی زنان بدل شد.

ببل در “زن و سوسیالیسم” به تشریح موقعیت زن از آغاز تا دوران مدرن می‌پردازد. او در این راستا از دیدگاه‌های چارلز فوریر و در چاپ‌های بعدی از کتاب معروف انگلس با نام “منشا خانواده، مالکیت خصوصی و دولت” که سال ۱۸۸۴ انتشار یافت تا حدود زیادی بهره جسته است. حرف اساسی او که برای دوره خودش چندان متعارف نبود این بود که موقعیت تبعیض‌آمیز زن قبل از همه محصول مناسبات نابرابر اجتماعی است و ربطی به طبیعت و سرنوشت ندارد. آموزه‌های مذهبی نیز از نظر ببل موجد این مناسبات نابرابر نیستند، بلکه عمدتاً آن را رسمیت و مشروعیت می‌بخشند.

ببل گرچه رهایی کامل زن را به برقراری جامعه سوسیالیستی موکول می‌کرد، ولی برای مسائل مربوط به تامین حقوق اولیه زنان در شرایط غیرسوسیالیستی آنقدر اهمیت قائل بود که آن را به‌سان همفکران و همقطاران خویش به تابعی محض از نبرد طبقاتی بدل نکند و شش ماه از مجموع ۵۰ ماه حضور خود در زندان را به کار تئوریک و تحقیقی روی اثر معروف‌اش اختصاص دهد.

کار و تمرکز ویژه ببل روی حقوق زنان البته حتی در میان همقطاران و هم‌حزبی‌های او نیز ابتدا با اکراه و نفی روبه‌رو شد، ولی نفوذ کلام و اقتدار معنوی ببل و جنبه‌های تحقیقی کار او سرانجام سدها را شکست و کتاب را به یکی از آثار مرجع جنبش کارگری بدل کرد.

مقاومت از همه‌سو

چند سال بعد با تلاش‌های کسانی مانند کلارا تسکین تلاش برای تامین حقوق زنان در آلمان جنبه سازمانگرانه یافت.

او در برنامه عملی که سال ۱۸۸۹میلادی تحت عنوان “مسئله زنان و کارگران زن در دوران معاصر” منتشر کرد میان جنبش زنان و سیاست‌های یک حزب سوسیالیستی پیوند زد و مطالبات مربوط به زنان را بیش از پیش در کانون توجه این گونه احزاب قرار داد.

طرفه این که زنان همرزم او اغلب می‌بایست علیه هم‌حزبی‌های مرد خود هم مبارزه کنند، چون آنها نیز برای مثال خواست زنان درباره دستمزد برابر با مردان را تهدیدی برای فرادستی و امتیازات خود در محیط خانه تلقی می‌کردند. کتاب ببل دستمایه‌ای قوی به دست زنان داد که با همسران و رفقا و پدران هم‌فکر خود از در مقابله درآیند.

“زن و سوسیالیسم” در زوریخ منتشر شد، اما بلافاصله در آلمان ممنوع اعلام شد. این اثر اما نام ببل را در جهان پرآوازه ساخت و به مبنایی تئوریک برای تلاش در میان چپ‌ها و حتی نیروهای دیگر برای رهایی زنان بدل شد. در ده سالی که به دلیل ممنوعیت‌های قانونی ناشی از دوران بیسمارک ممنوعیت انتشار زن و سوسیالیسم ادامه یافت، دست کم هشت بار این اثر در خفا چاپ و منتشر شد.

ببل در چاپ‌های بعدی اثر نیز تصحیح و تکمیل آن را ادامه داد. سال ۱۹۱۰ یعنی همزمان با ۷۰ سالگی ببل چاپ پنجاهم زن وسوسیالیسم منتشر شد و تا زمان خاموشی او در سال ۱۹۱۳ دست کم به ۲۶ زبان دنیا ترجمه شد و ۲۰۰ چاپ از آن بیرون آمد.

ببل در اثر خود تمرکز چندانی بر ساختار سلسله‌مراتبی و تبعیض‌آمیز درون خانواده نمی‌کند؛ موضوعی که از جمله انتقادهای فمینیست‌های معاصر به این کتاب است. ببل ولی حداقل در تامین شرایط عمومی برای رفع تبعیض از زنان ورای مورد آشپزخانه جمعی، پیشنهادهای عملی‌تر را هم مطرح می‌‌کند که بخشی از آنها حالا دیگر به امری متعارف در جوامع بدل شده‌اند، مثل ایجاد امکان عمومی برای تربیت و سرگرم‌کردن کودکان (یعنی کودکستان).

با توجه به تامین بخش بزرگی از حقوق زنان و سهمی که جنبش زنان در این زمینه داشته است و دارد، کتاب ببل حالا دیگر چندان مورد اعتنا و اقبال نیست و بخش‌هایی از آن هم به لحاظ علمی و عملی بیش از پیش موضوع مناقشه است. با این همه بسیاری از پژوهشگران عرصه حقوق زنان ببل را از نخستین پیشقراولان مبارزه برای آزادی همه‌جانبه زنان در عرصه‌های اقتصادی، اجتماعی و جنسی می‌دانند.

ببل که سال ۱۸۴۰ در کلن آلمان زاده شده بود صدسال پیش در چنین روزهایی، یعنی در ۱۳ اوت ۱۹۱۳ در بیمارستانی در سویس درگذشت و چهار روز بعد در میان مشایعت و وداع گسترده بخش‌هایی از مردم آلمان به خاک سپرده شد. نام ببل همچنان در تاریخ معاصر جهان یادآور شخصیتی است که سوسیال دمکراسی را به نیرویی اساسی در صحنه ملی و بین‌المللی بدل کرد و در عین حال، حقوق زنان را در مرکز توجه جنبش‌های اجتماعی دوران خویش قرارداد.

 

آگوست ببل (August Bebel) (۱۹۱۳-۱۸۴۰) نویسنده و رهبر سیاسی آلمانی بود. ببل، به همراه ویلهلم لیبکنخت از بنیان‌گذاران حزب سوسیال دموکرات آلمان بود.

از سال ۱۸۶۷، ببل عضو رایشتاگ بود.

از او آثار زیادی در مورد حقوق زنان، کار در جوامع سوسیالیستی آینده و ... به جا مانده است.
زندگی

ببل در دویتز نزدیک کلن به دنیا آمد. او به سال ۱۸۶۰ به لیپزیگ رفت و کار به عنوان یک کارگر تراش‌کاری را آغاز کرد. تقریباً بلافاصله پس از آغار کار، او خود را جز جنبش سوسیالیستی طبقهٔ کارگر یافت.

به سال ۱۸۶۷، او به عنوان رئیس کمیتهٔ دائم اتحادیه‌های کارگری آلمان انتخاب شد.

در اواخر همین سال، او به عنوان نمایندهٔ حزب مردم ساکسون، عضو شورای آلمان شمالی، شد.

در ۱۸۶۹، او در آیزناخ، به موسسان حزب سوسیال دموکرات آلمان پیوست، حزبی که به انترناسیونال اول که توسط کارل مارکس در لندن تأسیس شد، بسیار نزدیک بود.

 

در تصاویر

 

بایگانی بین المللی

 

انگلیسی
آلمانی
چینی
زبان فرانسه
ایتالیایی
پرتغالی
روسی

 

 

 

15. 2. 2015

آتن
اولین اقدام انقلابی
بخش آلبانیایی!

 

کمینترن (SH پشتیبانی جنبش مردمی در یونان!

 

 

مرگ بر امپریالیسم!

 

 

زنده باد انترناسیونالیسم پرولتری!

 

 


زنده باد انقلاب سوسیالیستی!

 

 

 

 

 

91 سال
پس از مرگ لنین
2015 ژانویه 21
1924 ژانویه 21

 

 

 

پیام در مورد مرگ لنین (در روسیه)

 

 

 

 

 

هیچ خشونت، نه خیانت، نه عوام فریبی - هیچ چیز نمی تواند لنینیسم را شکست.

انور خوجه

 

 

 

به مناسبت نودمین سالروز درگذشت ولادمیر ایلیچ لنین رهبر بلشویک انقلاب سوسیالیستی روسیه

لنين ضمن دفاع از آموزش های مارکس و انگلس درباره ديکتاتوری پرولتاريا در برابر تحريفات سردمدارانانترناسيونال دوم ، مسائل اساسی مبارزه برای تحقق ديکتاتوری پرولتاريا و چگونگی رسيدن به نظام سوسياليستیرا از نظر تئوريکی تدوين نمود .
لنین با نبوغ تئوریک بالای خود انقلاب سوسیالیستی را در روسیه برهبری حزب بلشویک که آنرا به خوبی و با آگاهی کامل با آموزه های مارکس و انگلس سازماندهی کرده بود با قدرت و شکوه تمام به پیروزی رساند.
لنین در دفاع از منافع پرولتاریا هیچگاه کوتاه نیامد در مقابل دشمنان پرولتاریا و کسانی که قصد قماربازی با منافع پرولتاریا را داشتند بی رحم برخورد میکرد.

"هیچ چیز نمی تواند لنینیسم را شکست دهد،میراث انقلابی لنین را نه خشونت،نه خیانت،نه عوام فریبی می تواند از بین ببرد."

رفیق انور خوجه

 

  

زنده باد 110 سالگرد انقلاب روسیه در سال 1905!


 

وب سایت ویژه ای در زبان انگلیسی

 

 

 

31 دسامبر 2014

 

زنده باد 14 سالگرد کمینترن!

 

! زنده باد استالینیسم-خوجهئیسم (Farsi)

 

Long live Stalinism-Hoxhaism ! (English)


RROFTË Stalinizëm-Enverizmi! ! Albanian)


Es lebe der Stalinismus-Hoxhaismus ! (German)

 

Да здравствует сталинизм - Ходжаизм ! (Russian)


Viva Stalinismo-Hoxhaismo! (Italian)


斯大林霍查主义万岁!(Chinese)


Viva o Estalinismo-Hoxhaismo! (Portuguese)


Viva el Stalinismo-Hoxhaismo! (Spanish)


Vive le Stalinisme-Hoxhaisme! (French)


At zije Stalinismus-Hodzismus! (Czech-Slovak)


Ζήτω το σταλινισμός - Χότζα-ισμό ! (Greek)


Živeo Staljinizam - Hodžaizam! (Bosnian)

Niech zyje Stalinizm-Hodzyzm! - (Polski)

 

Længe leve Stalinismen-Hoxhaismen (Danish)

Hidup Stalinisma dan Hoxhaisma! (Malay)

Staliniyamum-Hoxhaiyamum niduzhi vazga (Thamil) 

 

 

 

 

 

 

 

"استالینیسم - خوجئیسم هر سال جدید رشد می کند ، در حالی که ایدئولوژی تجدیدنظرطلب تخریب و هر سال جدید تا شکستش اجتناب ناپذیر است، زیرا :
این قانون به خاطر اجتناب ناپذیری از فروپاشی ایدئولوژی رویزیونیست به پیروی از قانون شیوه تولید سرمایه داری فروپاشی آن اجتناب ناپذیر است .
اما ایدئولوژی تجدیدنظر طلب بورژوازی نمی تواند خود را اشکار سازد. به دلیل این پوست اندازی و تجدیدش در معرض روند طولانی فروپاشی سرمایه داری برای نابودی سرمایه داری مطرح شده است. از این رو ظهور رویزیونیسم معاصر به طور گریز ناپذیر ایجاد شده.چیزی بیش تر از ادامه ی جنگ مارکسیسم لنینیسم علیه رویزیونیسم مدرن در مقیاس بالاتر نمیباشد.
پرولتاریای جهان پیروز خواهد شد بر نئو رویزیونیسم و ضربه نهایی را بر آن با سلاح شکست ناپذیر استالینیسم--خوجئیسم سلاح توسعه یافته نهایی مارکسیسم لنینیسم
"
کمینترن ( SH )
2013/12/31