کلارا زتکین

 

 

 

 

 

 

کلارا زتکین

5 جولای 1857 - 20 ژوئن سال 1933

 

 

 

لنين و مسأله ی زنان

khatrate-man-az-Lenin

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

قطع‌نامه‌ای که کلارا زتکین نوشته بود٬ می‌گوید:

«زنان سوسیالیست در توافق با سازمان‌های سیاسی و سندیکاییِ آگاه طبقاتیِ پرولتاریا در هر کشور٬ هر سال روز . روز زن اول از همه هدف دستیابی به حق رای همگانی برای زنان را خواهد داشت. این


8 مارس هر سال، همراه با بر برپایی جشن و مراسم بزرگداشت روز جهانی زن، نام کلارا زتکین برای ما زنده می‌شود، چرا که او پیشنهاد دهنده و بانی انتخاب چنین روزی در دومین کنگره ی زنان سوسیالیست در سال ۱۹۱۱ در کپنهاگ بود.


کلارا زتکین روز ۵ ژوئیه ۱۸۵۷ در آلمان به دنیا آمد و در سال ۱۹۳۳ در شهری در نزدیکی مسکو درگذشت. او یکی از بانفوذترین چهره‌های سیاسی آلمان در دفاع از حقوق زنان، دفاع از مبارزه‌ی طبقاتی کارگران علیه نظام سرمایه‌داری، مبارزه علیه جنگ و فاشیسم در اوایل قرن بیستم بود.


محل تولد کلارا دهکده‌ای بود که ساکنین اصلی آن کارگران معدن بودند. پدر کلارا معلم این دهکده بود و شاید تحت تأثیر او بود که کلارا نیز بعدها این شغل را برای خود برگزید. سال ۱۸۷۴ که به همت آگوسته اشمیت سمیناری برای معلمان، و فعالان حقوق زنان برگزار می‌شود، آغاز آشنایی کلارا زتکین 17 ساله، نه تنها با جنبش زنان و جنبش کارگری، بلکه با دوست و شریک زندگی سال‌های بعدش، اُسیب زتکین بود.


کلارا زتکین نه تنها تضادی بین فعالیت برای حقوق زنان و مبارزه برای برقراری جامعه‌ای عادلانه که کنترل تولید به دست کارگران باشد، نمی‌دید و برای تحقق هر دوی آنان مبارزه می‌کرد، بلکه رهایی کامل زن را تنها در بستر مناسباتی امکان پذیر می دانست که آنان را از وابستگی اقتصادی برهاند. به همین دلیل او مردها را دشمن واقعی زنان نمی دانست، بلکه روابط و مناسبات موجود را دشمن هر دوی آنان می شمرد.


برای تحقق این ایده، کلارا زتکین نیز مانند بسیاری از زنان و مردان مبارز بایستی بهای سنگینی می‌پرداخت. پیوستن او در سن ۲۱ سالگی به حزب سوسیال دموکرات آلمان که در آن زمان غیرقانونی بود، منجر به دستگیر ی مکرر او و در نهایت اجبار به ترک آلمان و زندگی در تبعیدشددر پائیز ۱۸۹۰ که فعالیت حزب سوسیال دموکرات آلمان آزاد شد، او نیز با خانواده‌اش به آلمان بازگشت. کلارا در آلمان در سال ۱۸۹۹ با نقاش جوانی به نام فریدریش زوندل ازدواج کرد، اما طولی نکشید که این رابطه به شکست منجر شد.


کلارا زتکین هرگز در فعالیت های سیاسی خود نقش جنس دوم را بازی نکرد و این اجازه را نیز به دیگران نداد تا چنین نقشی را به او تحمیل کنند. او از بنیانگذاران انترناسیونال اول در سال ۱۸۸۹ و یکی از نمایندگان انقلابی در فراکسیون مارکسیست‌های انقلابی حزب سوسیال دموکراسی آلمان بود. در این سال، او به همراه روزا لوگزامبورگ و کارل لیبکنشت که در سال ۱۹۱۹ ترور شدند، از این حزب جدا شده و گروه اسپارتاکوس را تشکیل دادند. این گروه، یک سال بعد، نام اتحاد اسپارتاکوس را برای خود برگزید که هسته‌ی اولیه‌ی حزب کمونیست آلمان را تشکیل داد. زتکین از سال ۱۹۲۷ تا ۱۹۲۹ یکی از اعضای کمیته‌ی مرکزی این حزب بود. او همچنین از سال ۱۹۲۱ تا ۱۹۳۳ عضو کمیته‌ی اجرایی انترناسیونال کمونیستی و از سال ۱۹۲۵ رئیس "کمک سرخ در آلمان" بود. در فاصله‌ی سال‌های ۱۹۲۰ تا ۱۹۳۳ در دوران جمهوری وایمار نیز او نماینده در مجلس آلمان بود.


مبارزه برای کسب حقوق زنان، یکی از مهمترین زمینه‌های فعالیت‌های سیاسی- اجتماعی کلارا زتکین بود. . زتکین یکی از پیشقراولان مبارزه برای کسب حق رأی برای زنان است. نشریه‌ی زنان به نام "برابری"، از سال ۱۸۹۱ تا ۱۹۱۷ به همت و با مسئولیت او منتشر می‌شد. او در کنگره‌ی مؤسس انترناسیونال دوم، در تاریخ ۱۹ ژولای ۱۸۸۹، بر سر خواست‌های زنان در رابطه با کسب حق رأی، انتخاب آزادانه‌ی شغل و حمایت ویژه از زنان در قوانین اجتماعی، صریحاً به بحث با فعالان حقوق زنان می‌پرداخت که از منافع طبقات مرفه و سرمایه‌دار حمایت می‌کردنداو درسخنرانی خود در این جلسه چنین استدلال می‌کند:


"ما می‌دانیم که رهایی کامل زنان، نه تنها با به دست آوردن حق اشتغال میسر است و نه، تنها با داشتن حق تحصیل، اگر چه این‌ها نیز حقوق طبیعی و مسلم ما و حتی مقدم بر حقوق سیاسی ما هستند. گواه ما، تجربه‌ی کشورهایی است که در آنان زنان حق شرکت در انتخابات باصطلاح همگانی، آزاد و مستقیم را دارند. در این کشورها، حق رأی، بدون داشتن استقلال اقتصادی زنان، تفاوتی واقعی در وضعیت آنان به وجود نیاورده است. اگر رهایی اجتماعی تنها با رهایی سیاسی میسر بود، بایستی در این کشورها معضلات اجتماعی زنان نیز با کسب حق رأی حل شده باشد. ما معتقدیم که رهایی زن تنها با رهایی انسان و در بیان اقتصادی آن با رهایی کار از سرمایه میسر است... اگر همین امروز تمام قوانین موجود نیز تغییر کرده و زنان نیزهمان حقوقی را که مردان دارا هستند، بیابند، باز این به معنای رهایی از استثمار اقتصادی زنان و پایان یافتن بردگی نیست."


لینک مطلب



 

 

CHINESE

DUTCH

FARSI

FRENCH

GERMAN

 

فارسی