بخشی از "چکامه ای برای استالین"
"پابلو نرودا"

مرد باشیم! این قانونی استالینیستی است!
باید از استالین بیاموزیم
از شدت خلوصش
از صراحت بتنی اش ...
استالین ظهر است
کمالِ مرد و مردم.
استالینیست، بگذار با افتخار این لقب را برگیریم...
کارگران، کارمندان و زنان استالینیست، این روز را پاس دارید!
چراغ ها بی سو نشده
آتش خاکستر نشده
که فزونی بوده
بر نور، نان، آتش و امید
در عصر تسخیر ناپذیر استالین!...
در این سال ها کبوتری
صلح، گلِ سرخِ ستمدیدهِ سرگردان
آشیان یافت بر شانه های او
و استالین، این غول
آن را بر بلندای پیشانی خود برد...
موجی بر سنگ های ساحل توفید.
...

 

 

 

 

 

 

اگر كوسه ها آدم بودند"


دختر كوچولوی صاحبخانه از آقای » كی» پرسيد:
اگر كوسه ها آدم بودند، با ماهی های كوچولو مهربانتر ميشدند؟
آقای كی گفت : البته ! اگر كوسه ها آدم بودند،
توی دريا برای ماهيها جعبه های محكمی ميساختند،
همه جور خوراكی توی آن ميگذاشتند،
مواظب بودند كه هميشه پر آب باشد.
هوای بهداشت ماهی های كوچولو را هم داشتند.
برای آنكه هيچوقت دل ماهي كوچولو نگيرد،
گاهگاه مهمانی های بزرگ بر پا ميكردند،
چون كه گوشت ماهی شاد از ماهی دلگير لذيذتر است !

برای ماهی ها مدرسه ميساختند
وبه آنها ياد ميدادند
كه چه جوری به طرف دهان كوسه شنا كنند
درس اصلی ماهيها اخلاق بود
به آنها می قبولاندند
كه زيبا ترين و باشكوه ترين كار برای يك ماهی اين است
كه خودش را در نهايت خوشوقتی تقديم يك كوسه كند
به ماهی كوچولو ياد ميدادند كه چطور به كوسه ها معتقد باشند
و چه جوری خود را برای يك آينده زيبا مهيا كنند
آينده يی كه فقط از راه اطاعت به دست ميآييد
اگر كوسه ها آدم بودند،
در قلمروشان البته هنر هم وجود داشت:
از دندان كوسه تصاوير زيبا و رنگارنگی می كشيدند،
ته دريا نمايشنامه به روی صحنه ميآوردند كه در آن ماهی كوچولوهای قهرمان
شاد و شنگول به دهان كوسه ها شيرجه ميرفتند.
همراه نمايش، آهنگهاي محسور كننده يی هم مينواختند كه بي اختيار
ماهيهای كوچولو را به طرف دهان كوسه ها ميكشاند.
در آنجا بی ترديد مذهبی هم وجود داشت
كه به ماهيها می آموخت
زندگی واقعی در شكم كوسه ها آغاز ميشود.

"برتولت برشت"

 

 

Hedayat113.jpeg

صادق هدایت‎

Sadeq Hedayat

1903-1951