فارسی

 

 

 

"فردریک انگلس"

 

 

درباره مالیات جنسی

 

 

وظایف جوانان انقلابی

 

 

 

ﻣﻘﺪرات ﺗﺎرﯾﺨﯽ ﺁﻣﻮزش ﮐﺎرل ﻣﺎرﮐﺲ

 

 

 

 

 

 

پیرامون دو خط در انقلاب


 

 

 

 

 

در باره غرور ملی و لیکاروسی

 

 

 

 

 

استولیپین و انقلاب

 

 

 

 

 

 

مارکسیسم و رویزیونیسم

 

 

 

امپرياليسم بمثابه بالاترين مرحلۀ سرمايه داری

1916

 

 

 

vazayefe-poroletaria

1917

The Tasks of the Proletariat in Our Revolution

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دولت و انقلاب (6)

قسمت (5)

قسمت (4)

قسمت (3)

قسمت (2)

قسمت (1)

 

 

 

 

 

 

 

 

هنرمندان افراد بی مسئولیتی هستند

خطا است که نیروی روشنفکری خلق را در نیروی روشنفکران بورژوازی ادغام کنیم.از نیروهای روشنفکران بورژوا,برای نمونه کورولنکو را مثال میزنم.اخیرا جزوه ی جنگ,میهن و بشریت او را که در ماه اوت 1917 نوشته می خواندم.توجه کن, کورولنکو یکی از بهترین "هواداران کادت ها" و تقریبا منشویک است.اما چه اثر مکارانه ای!دفاع شرم آور از جنگ امپریالیستی در پس عبارات شیرین و فریبنده!آدم هرزه ی حرامزاده ای که غلام حلقه به گوش تعصبات بورژوازی است!برای چنین حضراتی کشتن ده میلیون نفر در یک جنگ امپریالیستی به توجیهش می ارزد(با شگردهایی هراه با عبارات شیرین "علیه" جنگ).اما مرگ صدها هزار نفر در یک جنگ به حق داخلی علیه زمینداران وسرمایه داران,آه از نهادشان بر می آورد و اشک و آه و ناله های دیوانه وارشان را بلند می کنند.
خیر,به این جور استعداد ها اگر چند هفته ای را در زندان بگذرانند,هیچ گونه آسیبی وارد نمیشود,به خصوص که با این کار از توطئه ها(مانند کراسنایاگورکا)ومرگ ده ها هزار نفر جلوگیری می شود.ما که این توطئه های کادت ها و هوادارانشان را افشا کردیم می دانیم که پروفسور ها به اغلب توطئه گران یاری می رسانند.,بله این واقعیتی است.
نیروهای روشنفکری کارگران و دهقانان رشد پیدا می کنند و در روند مبارزه قدرت به دست می آورند تا بورژوازی و نوچه هایش,پادوهای روشنفکری سرمایه را سرنگون کنند.همان کسانی را که تصور می کنید تنها مغز های متفکر ملت هستند.حقا که نه فقط مغز متفکر نیستند ,بلکه...
ما به نیروهای روشنفکری که درصددند علم را به میان مردم ببرند(و مانند نوکران نظام سرمایه عمل نکنند)سالیانه ئی بیش از حد معمول می پردازیم.این هم واقعیتی است.
من به روحیات و خلقیات تو واردم و همه ی موارد را می توانم به خوبی درک کنم(زیرا سوالاتی مطرح میکنی که از خلال شان می توانم کاملا افکارت را بخوانم)در کاپری و بعد از آن,بارها بهت گفته ام:اجازه می دهی بدترین عناصر محافل روشنفکری بورژواها دورت را بگیرند و در برابر عجز و لابه ی آن ها سر تسلیم فرود می آوری.به زوزه ی صدها روشنفکر که از دستگیری "وحشتناک" این چند هفته فغان شان به آسمان رسیده گوش می دهی,اما صدای توده ها,صدای میلیون ها کارگر و دهقان را نمی شنوی وبه فریادشان گوش نمی دهی که توطئه گران دنیکین,کلچاک,لیانوزف,رودژیانکو,کراسنایاگورکا[وسایر کادت ها]تهدیدشان می کنند.
کاملا می فهمم و خوب هم می فهمم که با این حساب,آدم نه تنها می تواند بنویسد که "سرخ ها به اندازه سفید ها دشمن مردم اند"(مبارزان طریق سرنگونی سرمایه داران وزمینداران,به همان اندازه ی زمینداران و سرمایه داران دشمن مردم اند),بلکه می تواند به رحیم بودن آسمان یا پدر ما,تزار هم معتقد باشد.
می فهمم و خوب هم می فهمم.
نه,واقعا اگر خودت را از این محیط روشنفکران بورژوا بیرون نکشی مدفون خواهی شد.از ته قلب آرزو میکنم هرچه زودتر به این عمل دست بزنی.
با بهترین آرزو ها
لنین

زیرا چیزی نمی نویسی!آیا برای هنرمند که وقتش را صرف آه وناله ی روشفنکران فاسد می کند و چیزی نمی نویسد شرم آور نیست؟تباهی نیست؟

نوشته شده در 15 سپتامبر 1919
ارسال به پتروگراد
نامه دوم لنین به گورکی,در مجموعه آثار لنین به زبان انگلیسی,جلد 44 ,صفحه 84-283

 

 

 


ن. (نیکولای) لنین

ترجمه: عبداله باوی

به کارگران زن !

رفقا، انتخابات شورا هاى مسکو نشان می‌دهد که حزب کمونیست‌ها‌ در میان طبقه کارگر قویاً در حال رشد است.

این بسیار اساسی است که کارگران زن در این انتخابات نقش وسیعتری داشته باشند. دولت شوراها اولین و تنها دولت در جهان بود که تمام قوانین کهن، بورژوایی و ننگین را که زنان را در موقعیت فرودستی نسبت به مردان قرار داده و تضمین امتیازاتی به عنوان مثال در زمینه قوانین ازدواج یا قوانین مربوط به فرزندان به آنان می‌بخشید، ملغى کرد. حکومت شوروی اولین و تنها حکومت جهان بود که، به منزله حکومت زحمتکشان، همه امتیازات مربوط به دارایی را که مردان در قوانین خانواده در همه جمهوری‌هاى بورژوايی، حتى دموکرات ‌ترین آن ها، از آن برخوردار بودند ملغى کرد.

آن جا که مالکان، سرمایه‌داران و تاجران وجود داشته باشند برابری میان زن و مرد نمی تواند وجود داشته باشد حتی در قانون.

در جایی که نه مالکی، نه سرمایه‌داری و نه تاجری است، در جایی که حکومت زحمتکشان بدون این استثمارگران در حال ساختن زندگی نوینی است ، آن جاست که برابری زن و مرد در قانون وجود خواهد داشت.

اما این کافى نیست. میان برابرى در قانون تا برابرى در زندگى فاصله زیادی است.

ما خواهان آن هستیم که زنان کارگر نه تنها در قانون بلکه در زندگی حقیقی نیز به این برابری با مردان دست یابند.

برای چنین هدفی، این اساسی است که زنان کارگر نقش روز افزونی در ادارات دولتی و دولت داشته باشند

زنان با اشتغال در ادارات سریعاً می‌آموزند و به مردان خواهند رسید.

بنابراین زنان کارگر هر چه بیشتری، چه کمونیست و چه غیر حزبى را به نمایندگى شوراها انتخاب کنید. حتی اگر کارگر زن شریفى باشد که بتواند کار را دلسوزانه و با حساسیت اداره کند ، هیچ فرقى نمی کند که اگر عضو حزب نباشد، او را به نمایندگی شوراى مسکو انتخاب کنید.

بگذارید زنان بیشتری در شوراهای مسکو باشند! بگذارید که پرولتاریای مسکو نشان دهد که برای مبارزه تا پیروزی، برای مبارزه بر علیه نابرابری‌ های کهن، بر علیه رسوم و قوانین کهن، بر علیه بورژوازی و بر علیه تحقير زنان آمادگی دارد و در حال مبارزه است!

طبقه کارگر نمی تواند به آزادى کامل دست یابد مگر آنکه به آزادى کامل زنان دست یابد.

٢١ فوریه ١٩٢٠

پروگرس، چاپ چهارم انگلیسی، جلد 30، صفحات 372 ــ 371

نخستین بار در پراودا (Pravda)، شماره ٢٢ فوریه ١٩٢٠ به چاپ رسید.

 

 

 

 

ALBANIAN

ARABIC

ARMENIAN

AZERBAIJANI

BANGLA

CZECH

CHINESE

DANISH

DUTCH

ESPERANTO

FARSI

FINNISH

 

بایگانی لنین فارسی