فارسی


ما رفقای ایرانی ما تشکر می کنم

Ali Fuladin

 

 

 

انور خوجه
امپریالیسم و انقلاب

 

* * *

 

 

"تئورى مائو درمخالفت با نقش رهبرى پرولتاريا در انقلاب روستا را تنها پايگاه قيام مسلحانه قلمداد كرده و برمبارزه مسلحانه توده هاى كارگر درشهر چشم فرو میبندد. اينگونه موعظه میكند كه روستا بايد شهر را كه نقطه قوت بورژوازى ضدانقلابيست، به محاصره در آورد. اين بيان بى اعتمادى به طبقه كارگر، نفى نقش رهبرى آن مى باشد."
انور خوجه

* * *

 

به مناسبت سی و پنجمین سالگرد پیروزی انقلاب ضد امپریالیستی و ضد فئودالی ایران در سال 57
انتشار تحلیل های رفیق انور خوجه در مورد ایران از سوی کمینترن

«طبقه کارگر ایران آمد به میدان جنگ، شاه را سرنگون کرد و سرمایه داری جهانی را لرزاند»
رفیق انور خوجه
به نقل از کتاب تاملاتی بر خاورمیانه

 

Long live the 35th Anniversary of the
Iranian Revolution 1979 !

Enver Hoxha

On Iran




(ENGLISH)


Collection of Excerpts of his book: "Reflections on the Near and Middle East"


«The Iranian Working Class Came Out on the Battlefield, Overthrew the Shah and Shook the Capitalist World» (Enver Hoxha)

The Comintern (SH) published this collection of texts on occasion of the 35th Anniversary of the Victory of the Revolution in Iran.

 

 

"ما مارکسیست لنینیست ها همیشه به
وضوح درک کردیم که دین تریاک خلق است.
هیچ موردی نمیتواند نظر ما را در این موضع را تغییر دهد و ما
نباید به انحرافات «سوسیالیسم مذهبی
» و غیره،سقوط کنیم. دین اسلام
در این زمینه هیچ تفاوتی ندارد."

"کسانی که بهره برداری دین اسلام را
برای اعمال اجتماعی ظلم و ستم
بر این مردم اتخاذ کرده اند و از
آنها در حال سوء استفاده
با وحشیانه ترین روش های ضد مردمی
رژیمهای سرکوبگر و روحانیت ارتجاعی هستند .
آنها محفوظ مانده اند و همچنان به محافظت
قدرت تشنه خون خود از طریق سلاح
و پشتیبانی که آنها از خارج از کشور دریافت میکنند،
، از طریق قدرت های امپریالیستی،
دزدان نئو استعماری، و همچنین تحریک
وتوسعه بنیادگرایی مذهبی. بنابراین،
توسعه در وقایعی میباشد که بیشتر و بیشتر
در تایید تز مارکسیست لنینیستی است که,
دشمنان داخلی با همکاری نزدیک دشمنان خارجی
برای سرکوب مردم خود هستند که آنها با
استفاده از دین به عنوان یک سلاح برای ستم
به مردم و نگه داشتن آنها را در تاریکی میپردازند."

-انور خوجه
از کتاب تاملاتی بر خاورمیانه
ژانویه1980

 

 

 

انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر همواره نزدیک و عزیز به قلب حزب کار و زحمتکشان آلبانی بوده است . درس های از انقلاب اکتبر، تجربه بین الملل سوم ، به طور کلی، و حزب بلشویک ، به طور خاص ، برای هدایت حزب کار آلبانی و زحمتکشان آلبانی در دوره های انقلابی خود خدمت کرده اند و الهام بخش آنها در راه مبارزه برای آزادی ، استقلال و سوسیالیسم بوده اند. در قلب کمونیست ها و تمام مردم ، حزب کار آلبانی احساس عشق صادقانه و پرشوری برای پرولتاریا، مردم و همه نیروهای انقلابی جهان کاشته شده است. برای حزب آلبانی و مردم عشق و وفاداری بیکرانی پرورش یافته برای اولین دولت سوسیالیستی ، ایجاد شده توسط و.ا لنین و ژ.و استالین ، که از انقلاب اکتبر پدید آمده است . وقتی رویزیونیستهای خروشچفیست ، در رهبری از حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی و دولت شوروی پدید آمدند ، حزب کار آلبانی, به طور اصولی ، جنگ غیر قابل انعطافی را علیه آنها اعلام کرد ، در حالی که خارج میشد از دفاع راه با شکوه حزب بلشویک و مردم اتحاد جماهیر شوروی ، در دفاع از ژ.و استالین و درس های اکتبر، که توسط رویزیونیستها زیر پا پایمال گردید ، و این مسئله را به عنوان وظیفه انترناسیونالیست خود می دانست . " -رفیق انور خوجه

 

" این تنها طبقه کارگر است که در راس رهبری توده ها است، تنها طبقه کارگر به وسیله حزب مارکسیست لنینیست واقعی رهبری میشود، این تنها طبقه کارگر هست که از طریق انقلاب مسلح، از طریق خشونت، می تواند و باید رویزیونیست های خائن را دفن کند "
-رفیق انور خوجه

 

 

"...انقلابیون،مارکسیست لنینیست ها، عناصر مترقی از طبقات مختلف باید از یوغ دین و ایدئولوژی مذهبی و تعالیم آن خود را آزادکنند و بالاتر ومهم تر از همه، زنان باید آزاد شوند از بردگی اسلامی،که آنها را مجبور به پوشیدن حجاب میکند باید با هم دیگر به دور اندازند،به طوری که زنان چهره خود را کشف سازند.زنان باید در همه جا شروع به کار در کارخانه ها وجاهای دیگر کنند. در ایران، کشوری که در آن قرون وسطی رژیم فاشیستی وامپریالیستی مذهبی غالب شده تا به این روز، زنان نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می دهند و در هرکشوری هم، یکی از انقلابی ترین نیروهای پرولتاریاهستند..."
-انور خوجه
13 فوریه 1979
[23 بهمن 1357]
از کتاب "تحلیل هایی بر مسائل خاورمیانه"

 

"این موقعیت های ویژه ی انقلابی جدید که بین باورهای مذاهب اسلامی گسترش یافته باید مطالعه شود ,نتایجی باید از آن ها بیرون کشیده شود و اشکال جدید مبارزه,عملکرد واتحاد میبایست یافت شود.این شرایط انقلابی بسیار پیشرفته تر از آن هاییست که در اروپا وآسیا و,حتی درجاتی از امریکای لاتین, جایی که تحرکات انقلابی به شکل متحجر در نظر گرفته شده است ,پیوسته بوسیله ی ضد انقلاب سوسیال دموکرات و رفرمیست ها و رویزیونیست های معاصر رهبری شده"
-رفیق انور خوجه

 

 

 

زنده باد 105تولد رفیق انور خوجه


16 اکتبر 2013

وب سایت به زبان انگلیسی
وب سایت در آلبانی
وب سایت در پرتغالی
وب سایت در آلمان

 

 

در کامبوج، خلق کامبوج ، کمونیست ها و میهن دوستان ، علیه دولت وحشی پل پوت ، که چیزی جز یک گروه در خدمت بورژوازی امپریالیستی و رویزیونیست های چینی نیست که، به طور خاص، عنوان هدف آن ها برای بی اعتبار ساختن ایده سوسیالیسم در عرصه بین المللی است قرار گرفتند ... خط ضد مردمی رژیم آشکار شده بود ، به عنوان مثال ، این یک واقعیت هست که سفارت آلبانی که در پایتخت کامبوج هست،به مردم کامبوج هر چقدر که ممکن بود کمک کرد ، اما ، در واقع سفارت، با محاصره سیم خاردار ،جدا نگه داشته شده بود دیده شد که مردم در یک اردوگاه کار اجباری بودند. سفارتخانه های دیگر ، بیش از حد ، در یک وضعیت مشابهی بودند. دیپلمات های آلبانی با چشم خود دیده بودند که مردم کامبوج به صورت ضد انسانی توسط دسته از پل پوت تحت فرماندهی ینگ ساری. پنوم پن را تبدیل به یک شهر خالی از سکنه ، خالی از مردم کردند،که در آن یافتن غذا دشوار است حتی برای تضمین دیپلمات ها، که در آن جا هیچ پزشکی و حتی آسپرینها را نمی توان یافت . ما فکر می کنیم مردم و وطن دوستان کامبوج بیش از حد طولانی منتظر سرنگونی این دسته هستند که به طور کامل با پکن و خدماتش در ارتباط هست ، .

با توجه به کامبوج ، حزب و دولت ما فعالیت های تشنه به خون از دسته پل پوت ، آلت دست سوسیال امپریالیسم چین را محکوم کرد. ما امیدواریم که مردم کامبوج مشکلاتی که آنها با آن مواجه هستند را در اسرع وقت از میان بردارند و تعیین سرنوشت خود و آینده خود را در آزادی کامل بدون هیچ گونه از "گاردین های پل پوت"پیش بگیرند .
-رفیق انور خوجه
( مجموعه آثار جلد ششم، ص 419 )

 

 

"طبقه دهقانان، خرده بورژواى، نمى تواند پرولتاريا را رهبرى كند. غير ازاين گفتن و عمل كردن مساوى ست با ضد ماركسيسم _ لنينيسم بودن. اينجاست منبع عمده نظرات ضد ماركسيستى مائوتسه دون، كه تاثيرات منفى بر روى كل انقلاب چين داشته است."
رفیق انور خوجه/امپریالیسم و انقلاب

 
 
'تا زماني كه پرولتاريا قدرت سياسی را محكم در چنگ گرفته و تا زمانی كه حمل و نقل و صنعت بزرگ را  محكم در دستان خود دارد، هيچ خطری دولت پرولتاريايی را تهديد نخواهد كرد.[نقل از جمله رفیق لنین]  درواقع، نه در سال 1949 و نه در 1956، زماني كه مائوتسه دون اين چيزها را ترويج مينمود، پرولتاريا در چين نه قدرت سياسی و نه صنعت بزرگ را در دست خود نگرفته بود.  به علاوه لنين برنامه نپ را به مثابه يك اقدام موقت، كه شرايط مشخص روسيه در آن زمان تحميل كرده بود، در نظر داشت، ويران شدن روسيه بعد از جنگ داخلی. و به آن به عنوان يك قانون جهانشمول برای ساختمان سوسياليسم نگاه نميكرد. و يك سال بعد از اعلام نپ، لنين تاكيد نمود كه دوران عقب نشينی به سر رسيده و شعار تدارک براي تعرض عليه سرمايه خصوصی در اقتصاد را داد. در صورتی كه در چين، به دوران حفظ توليد سرمايه داری طوری برخورد ميشد كه قرار است تقريبا تا ابد پابرجا بماند. بنا به نظر مائوتسه دون، نظمی كه در چين بعد از رهايی قرار است برقرار گردد، بايد نظم بورژوا دمكراتيی باشد، در حين اينكه حزب كمونيست چين بايد در قدرت ظاهر شود. اين است انديشه مائوتسه دون'  رفیق انور خوجه

 

"تا زماني كه پرولتاريا قدرت سياسی را محكم در چنگ گرفته و تا زمانی كه حمل و نقل و صنعت بزرگ را محكم در دستان خود دارد، هيچ خطری دولت پرولتاريايی را تهديد نخواهد كرد.[نقل از جمله رفیق لنین]
درواقع، نه در سال 1949 و نه در 1956، زماني كه مائوتسه دون اين چيزها را ترويج مينمود، پرولتاريا در چين نه قدرت سياسی و نه صنعت بزرگ را در دست خود نگرفته بود.
به علاوه لنين برنامه نپ را به مثابه يك اقدام موقت، كه شرايط مشخص روسيه در آن زمان تحميل كرده بود، در نظر داشت، ويران شدن روسيه بعد از جنگ داخلی. و به آن به عنوان يك قانون جهانشمول برای ساختمان سوسياليسم نگاه نميكرد. و يك سال بعد از اعلام نپ، لنين تاكيد نمود كه دوران عقب نشينی به سر رسيده و شعار تدارک براي تعرض عليه سرمايه خصوصی در اقتصاد را داد. در صورتی كه در چين، به دوران حفظ توليد سرمايه داری طوری برخورد ميشد كه قرار است تقريبا تا ابد پابرجا بماند. بنا به نظر مائوتسه دون، نظمی كه در چين بعد از رهايی قرار است برقرار گردد، بايد نظم بورژوا دمكراتيی باشد، در حين اينكه حزب كمونيست چين بايد در قدرت ظاهر شود. اين است انديشه مائوتسه دون"
رفیق انور خوجه

 

 

'وقتی ما ديديم كه اين انقلاب فرهنگی به وسيله حزب هدايت نميشود، بلكه فوران هرج و مرج برانگيزی است كه به دنبال يك فراخوان از مائوتسه دون راه افتاده است، به نظر ميامد كه اين يك موضع انقلابی نميباشد. اتوريته مائو ميليونها جوان، دانشجو و شاگرد غير سازمان يافته شده را به حركت درآورد و به پكن سرازير نمود، و به كميته های حزبی و دولتی سرازير نمود و آنها را متفرق ساخت. گفته ميشد كه اين جمعيت جوان “ايدئولوژی پرولتاريايی” را در چين نماندگي ميكنند و به حزب و پرولترها راه “حقيقی” را نشان خواهند داد!.... اين وضعيت اسفبار از دركهای ضدماركسيستی قديمی مائو ناشی ميشد كه نقش رهبری كننده پرولتاريا را كم بها داده و به نقش جوانان در انقلاب پربها ميداد. مائو نوشت: “از “جنبش چهارم مه” تاكنون جوانان چينی ميروند نقش پيشتبازی را بر دوش گيرند ـ اين را امروزه همه كس بغير از ضدانقلابيون افراطی تشخيص ميدهد. نقش پيشاهنگ يعنی چه؟ يعنی گرفتن رهبری...”  بنابراين طبقه كارگر به كناری نهاده شد و در خيلی از موارد با گارد سرخ مخالفت نمود و حتی جنگيد. رفقای ما كه در آن موقع در چين بودند با چشمان خود كارگران كارخانه را ديدند كه با جوانان ميجنگند. حزب تجزيه شده بود. منحل شده و كمونيستها و پرولتاريا كاملا مورد بي اعتنايی قرار گرفتند. واقعا اوضاع وخيم و اسفباری بود.'  رفیق انور خوجه

 

"وقتی ما ديديم كه اين انقلاب فرهنگی به وسيله حزب هدايت نميشود، بلكه فوران هرج و مرج برانگيزی است كه به دنبال يك فراخوان از مائوتسه دون راه افتاده است، به نظر ميامد كه اين يك موضع انقلابی نميباشد. اتوريته مائو ميليونها جوان، دانشجو و شاگرد غير سازمان يافته شده را به حركت درآورد و به پكن سرازير نمود، و به كميته های حزبی و دولتی سرازير نمود و آنها را متفرق ساخت. گفته ميشد كه اين جمعيت جوان “ايدئولوژی پرولتاريايی” را در چين نماندگي ميكنند و به حزب و پرولترها راه “حقيقی” را نشان خواهند داد!.... اين وضعيت اسفبار از دركهای ضدماركسيستی قديمی مائو ناشی ميشد كه نقش رهبری كننده پرولتاريا را كم بها داده و به نقش جوانان در انقلاب پربها ميداد. مائو نوشت: “از “جنبش چهارم مه” تاكنون جوانان چينی ميروند نقش پيشتبازی را بر دوش گيرند ـ اين را امروزه همه كس بغير از ضدانقلابيون افراطی تشخيص ميدهد. نقش پيشاهنگ يعنی چه؟ يعنی گرفتن رهبری...”
بنابراين طبقه كارگر به كناری نهاده شد و در خيلی از موارد با گارد سرخ مخالفت نمود و حتی جنگيد. رفقای ما كه در آن موقع در چين بودند با چشمان خود كارگران كارخانه را ديدند كه با جوانان ميجنگند. حزب تجزيه شده بود. منحل شده و كمونيستها و پرولتاريا كاملا مورد بي اعتنايی قرار گرفتند. واقعا اوضاع وخيم و اسفباری بود."
رفیق انور خوجه

 

 

"منظور مائو از شعار "جنبش صد گل" این بود که “دوشادوش ايدئولوژی پرولتری، ماترياليسم و آتئیسم، وجود ايدئولوژی بورژوازی، ايده آليسم و مذهب، رشد “علفهاي هرز” در كنار “گلهای خوشبو”، بايد مجاز باشد."
رفیق انور خوجه

 

 

 

"تنها زمانی گذار از انقلاب بورژوا دمكراتيك به انقلاب سوسياليستی ميتواند متحقق شود كه پرولتاريا قاطعانه بورژوازی را از قدرت كنار زده و از او سلب مالكيت كند. تا هنگاميكه بورژوازی امتيازات خود را حفظ نموده، قدرت دولتی كه در چين برقرار گشته است نميتواند قدرت دولتي پرولتاريا باشد و در نتيجه انقلاب چين هم نميتواند به يك انقلاب سوسياليستی رشد كند."
رفیق انور خوجه

 

"قدرت جدید ممکن است در طی دوره های مختلف گذر کند و ممکن است ملقب به نام های متنوعی شود.در حفظ شرایط پیوسته که انقلاب دوره های مختلفی را می گذراند. اما آن جا پیشرفت انقلاب به سمت پیروزی سوسیالیسم بدون برقراری دیکتاتوری پرولتاریا نمی تواند باشد."
-رفیق انور خوجه

 

 

"این موقعیت های ویژه ی انقلابی جدید که بین باورهای مذاهب اسلامی گسترش یافته باید مطالعه شود ,نتایجی باید از آن ها بیرون کشیده شود و اشکال جدید مبارزه,عملکرد واتحاد میبایست یافت شود.این شرایط انقلابی بسیار پیشرفته تر از آن هاییست که در اروپا وآسیا و,حتی درجاتی از امریکای لاتین, جایی که تحرکات انقلابی به شکل متحجر در نظر گرفته شده است ,پیوسته بوسیله ی ضد انقلاب سوسیال دموکرات و رفرمیست ها و رویزیونیست های معاصر رهبری شده"
-رفیق انور خوجه

 

 

"اگر دشمن به شما حمله کرد به معنی این هست که شما دارید در راه درستی حرکت میکنید"
-رفیق انور خوجه

 

 

 

 

"تمام حزب وکشور باید کسی را که جرات میکند حکم مقدس حزب در دفاع از حقوق زنان زیر پا بگذارد گردنش را شکسته وبه آتش پرتاب کند"
-رفیق انور خوجه

 

 

"نقش جوان در تحرکات انقلابی همیشه عظیم بوده است.از ابتدای طبیعت جوان برای نوسازی وعلیه کهنگی بوده ,ونشان می دهد آماده است برای جنگیدن به خاطر پیروزی مترقی , انقلابی"
-رفیق انور خوجه

 

 

 

آخرین سخنرانی رفیق استالین در 1952 در کنگره حزب به نقل از رفیق انور خوجه که آخرین دیدار او با رفیق استالین را شرح میدهد بسیار جالب وخواندنی هست.سخنرانی که در آن رفیق استالین تاکید ویژه ای بر حفظ صلح جهانی ومحکومیت جنگ افروزی امپریالیست ها در کره داشت وهمچنین نقش مهمی برای احزاب کمونیست در فعالیت انقلاب جهانی را بر شمرد
:

" در اکتبر 1952 ,من در راس هیئتی از حزب کار آلبانی مجددا به مسکو برای شرکت در کنگره 19 حزب کمونیست شوروی رفتم . من آنجا به طور فراموش نشدنی استالین برای آخرین بار دیدم.برای آخرین بار صدای اورا شنیدم,بسیار گرم و الهام بخش.آنجا بعد از اینکه او نشان داد بورژوازی آشکارا پرچم آزادی های دموکراتیک ,قدرت و استقلال را رد کرده.از تریبون کنگره, او حزب های دموکراتیک وکمونیست را که هنوز قدرتی به دست نیاورده بودند را راهنمایی کرد,با کلماتی تاریخی:
<<من فکر میکنم این شما هستید که باید پرچم را بالا ببرید,...و آنرا به طرف جلو حمل کنید اگر میخواهید به دور خود اکثریت افراد را جمع کنید... اگر شما میخواهید میهن دوست کشورتان باشید,اگر شما میخواهید رهبری قوای میهنتان باشید.آنجا هیچ کس دیگری وجود ندارد که آنرا بالا ببرد.>>

من میتوانم همیشه تازگی و زندگی را در فکر و قلبم بدست بیاورم همانطور که او در آن لحظه نگریست وقتی که از تریبون کنگره او قلب های ما را شاد کرد وقتی که احزاب کمونیست کشور های سوسیالیستی را <<تیپ شوک جنبش انقلاب جهانی نامید>>
از آن روز ها ما متعهد شدیم که حزب کار آلبانی میتواند عنوان بزرگی از <<تیپ شوک>> را نگه دارد و میتواند حافظ تعالیم و دستور العمل استالین به عنوان امری حیاتی باشد.به عنوان پایگاه تاریخی آنها را به طور دائم به سمت خارج هدایت کند.ما این تعهد جدی را در روزهای غم واندوه بزرگ تکرار کردیم.وقتی استالین جاویدان از ما گرفته شد. و ما هنگامی که حزبمان تیپ شوک استالین بود ما احساس غرور میکردیم.اون جمله هرگز تکرار نشد.ومانند آن جمله هرگز بوجود نیامده و هرگز این تعالیم مارکس,انگس,لنین و همینطور دوست محبوب ما,رهبر با شکوه, ژوزف ویسارینویچ استالین, قوانین وتداوم کارهای آنان بوسیله هیچ کس دیگری هدایت نخواهد شد."

-رفیق انور خوجه/خاطرات با استالین/دسامبر 1981
منبع:

 

 

 

 

رفیق خوجه در مورد "استالینیسم":

"رویزیونیست های معاصر ومرتجعین ما را استالینیست میخوانند,فکر میکنند به ما توهین میکنندو,در واقع,همچین چیزی نیست که اونا فکر میکنن.اما, با وجود این, مارا با شکوه میسازند با این لقب,این یک افتخار است برای ما به عنوان استالینیست ها و در حالی که ما چنین موضعی را اتخاذ کنیم دشمن هرگز مارا به زانو در نمی آورد"

-انور خوجه,مجموعه آثار شماره 4 صفحه 234-235

 

رفیق انور خوجه به نقل از کتاب تحلیلی بر مسائل خاورمیانه اثر رفیق انور خوجه

...در مواد گنجانده شده در این کتاب نگرش حزب کار و کارگران و مردم جمهوری سوسیالیستی آلبانی به تمام مشکلات که با بحران خاورمیانه مرتبط هستند, رک و پوست کنده بیان میکنم. شرکت اصولی کشور و مردم ما به نفع مبارزه مردم فلسطین و دیگر مردم عرب علیه اسرائیل و دو ابرقدرت امپریالیستی{شوروی وامریکا}، در حمایت از مردم ایران، مردم افغانستان و آزادیخواه مردم آفریقایی خلاصه شده است. این بخش نیز در بسیاری دیگر از اسناد مهم حزب و دولت ما موجود هست و همچنین در انجمن های مختلف بین المللی مانند UNO، و غیره، که در آن نمایندگان ما مبارزه و تنها علت دفاع برادرانه از مردم عرب بیان شده است. اعتماد به نفس و ارزیابی که در این کتاب موجود می باشد اثبات بیشتر از آن دوستی گرم و صمیمی است که همیشه مردم آلبانی با مردم عرب و با تمام مردم آزادیخواه و صلح دوست جهان مرتبط است...

رفیق انور خوجه به نقل از کتاب تحلیلی بر مسائل خاورمیانه اثر رفیق انور خوجه
1958-1983

(لینک کامل کتاب به زبان انگلیسی در کامنت ها)

 

 

چهارشنبه

ژولای 28، 1971

مائوتسه دون باید فورا این مسیر را رها کند. این راه نمی تواند هیچ دفاعی انجام دهد به طریقی که مبلغان چینی ها انجام می دهند با گفتن ، «لنین، نیزهمینطور، گفتگو با منشویکها انجام داد»، «لنین، نیز همینطور، با آلمانی ها در برست صحبت کرد». فردا این مبلغان قطعا خواهند گفت: «استالین، نیز همینطور،قرارداد عدم تجاوز با هیتلر امضا کرد».بورژوازی به طور مداوم از این «استدلال»،استفاده کرده اما سر خودش را با آنها شکسته است{کنایه از اینکه خودش را ناکام کرده}، زیرا نه لنین و نه استالین تا کنون به اشتباهات در اصول نیافتادند، آنها اصول را نقض نکردند. اقدامات آنها روشن بود، زمان و تئوری مارکسیسم لنینیسم بی تردید آنها را به طور کامل روشن ساخته است.

(رفیق انور خوجه، تأملاتی در چین، جلد اول، صفحه 578 - 579، تیرانا، 1979، نسخه به زبان انگلیسی)

 

 

 

 

تحلیلی دیگر از رفیق انور خوجه در موردی دیگر از ماهیت رویزیونیسم چینی ومائوئیستی از کتاب تحلیلی بر مسائل چین جلد اول:

شنبه
23 می 1971
چاوشسکو به دیدار از چین میرود

چاوشسکو از رومانی پذیرش شده ویک سری جلسات وتقاضایی ها را ارائه کرده.بدون استثنا و در نظر گرفتن هیچ تمایزی از وی استقبال کردند.چاوشسکو,کسی که از سران امپریالیستی,نمایندگان بانک های جهانی,کشور های سرمایه داری از وی استقبال میکنند و با سران کشور های رویزیونیست دیدار میکند ودر مرحله اخیر هم از هیئت های رسمی چینی.او اعتبارات بسیاری را از امریکایی ها اخذ کرده است وهمینطور از جمهوری فدرال آلمان,از فرانسه وچین.از دولت چین هیچکس نمیگوید باور ا نپذیرید.رومانی چاوشسکو در حراج بازار سرمایه داران به فروش میرسد وبه معنی "مردن طریق اعتبارش" هست.
ونیکلایی چاوشسکو بدون کوچکترین وجدان یا اخلاقی میبالد از این سیاست رویزیونیسم ضد مارکسیستی.در پوشش یک کمونیست,یک مرد بزرگ ویک دیپلمات برجسته به همه جا میرود از واشنگتن به تهران برای جشن های میلیونی امپراتوری پارسی برای تزئین شاهنشاهی که قاتل کمونیست ها ومبارزان هست واز وی دکوراسیون دریافت میکند.
چاوشسکو در راه تیتو در خیانت وماجراهایش میباشد.در عرصه بین المللی ارابه امریکا را مهارمیکنند.چاوشسکو رهبری تیتو را پررنگ ساخته در حالی که در مقایسه با خودش "تبدیل به هیچ شده",این درست هست ,تیتو دشمن ما است.اما چاوش(chaush) هنوز مونده تا برسه به باش چاووش (bashchaush)*.
با این حال با وجود این شواهد رفقای چینی لبخد به لب دارند در این بازی ضد مارکسیستی.در حالی که با مواضع خودشون به اون کمک کردن انگار که چاوشسکو یک مارکسیست هست که او هرگز نبوده,نیست ونخواهد شد.مشتریان او,یعنی سرمایه داران جهانی ,بسیار علاقمند هستند که او همانند تیتو که قبل از وی بود نقش کمونیست را بازی کند وکشور خود رومانی را طوری معرفی کند که در حال اجرای سوسیالیسم هست.
همراه رویزیونیست های شوروی,چینی ها از بازی کارت آخر برای توجیه روابط دوستانه خود با رومانیایی ها استفاده میکنند.چینی ها به ما در گوشی میگویند:"ما اونها رو میشناسیم,میدونیم سوسیالیسم در رومانی اجرا نمیشه,ما میخواهیم با استقبالی با شکوه که عبارت است از رسوا کردن نیکسون,صدر اعظم بن,دوگل وغیره وغیره در رومانی اما..."
به نظر من در پس این "اما" رفقای چینی بسیاری از اشتباهات سیاسی خودوشون رو در نگرش به رومانی پنهان میکنند.در وهله ای اول دیپلم چاوشکو هست که از چین هست تا ثابت کند که او یک کمونیست هست که نباید به او داده شود.اما رفقای چینی آن را به او داده اند ودر حال تقویت مواضع خود وصحبت وحفظ روابط با حزب کمونیست رومانی هستند در این شرایط تصمیم بیشتری نمیتواند بگیرد.در حال حاضر چاوشسکو به چین میرود همچنین به عنوان نماینده ودبیر اول حزب وبدون شک استقبال با شکوهی از او با جمعیت,با رقص ومیلیون ها نفر از مردم در خیابان ها میشود و پس از آن سخنرانی خواهد کرد.

*چاوش(chaush) (در زبان ترکی اصیل) به معنای گروهبان و باش چاووش (bashchaush) به معنی سر گروهبان هست در متن کنایه ای به چینی ها هست(در زبان آلبانیایی به دلیل سلطه عثمانی ها اصطلاحات ولغات ترکی نیز وجود دارد) به عنوان اینکه هنوز مونده تا در این کارهاشون با رویزیونیست ها به اون مرحله برسند. (که چاوشسکو وتیتو رسیدند)


چاوشسکو با تعریف وتمجید هایی باز خواهد گشت ودر افراط از ستایش اونها چینی ها شگف زده خواهند شد وبه نقطه ای خواهند رسید که آنها خواهند گفت:"کجا ما شک و تردید نسبت به این مرد داشتیم؟"البته چاوشسکو سامانه بزرگی در چین میباشد.او در هم کلمات وهم در حقه بازی مدبر هست او حتی ممکن هست با عنوان "ماموریت ویژه" عنوان کند...در هر صورت با رفتن به چین این شهرت از این شبه کمونیست را رشد میدهد در چشمان کسانی که میخواهند چین را به عنوان زیر پایی خود ببینند.چاوشسکوی رویزیونیست به عنوان قدرتیست برای فریب ودسیسه برای مبارزه با مارکسیسم لنینیسم.
از زمانی که چاوشسکو خواست برای آنکه به چین برود ما مخالفتی باها این کار نداشتیم.به نفع او نبودش که این اجازه رو رد کنه اما تنها به عنوان نماینده دولت رومانی ,ونه حزب,سپس در این مورد نباید به او آنگونه فوق العاده خوش آمد گفته میشد میبایست همانند یک مقام عادی خوش آمد رسمی گفته میشد. اجازه دهید ما در حال حاضر به مسائلی که چین به رومانی داده است ما نمیدانیم که چه مقدار از آن ارائه شده است اما به صورتی غیر مستقیم میشنویم که اعتبارات اعطایی بسیار بزرگ است وعلاوه بر این شامل ارز خارجی نیز میشود,این اصلا برای دولتی سوسیالیستی مناسب نیست که همچین اعتباراتی را به یک رویزیونیست داده است دولتی که مرتبط است با امپریالیست ها وسرمایه داران.
یک دولتی که به از بین بردن پایه های سوسیالیسم پرداخته و یک اقتصاد تیتوئیستی سرمایه داری ساخته درست نیست که اعتبارات به رهبری رویزیونیستی داده شده است که به احیا وتقویت رومانی نئوبورژوایی میرسد.به نظر ما این قبری سیاسی ایدئولوژیک واشتباهی اقتصادی رهبری چین است.
چینی ها ممکن است بگویند:"ما سیاست خودمان را با چشم انداز گسترش میدهیم وبرای تبلور این ما باید برخی سازش هارا انجام دهیم,حتی برخی از فداکاری ها را انجام دهیم,وبعد آن این پول ما هست که داریم میدهیم وما به شما آلبانیایی ها نیز همچنین اعتباراتی میدهیم"وغیره وغیره.این حق اونهاست اما به لحاظ سیاسی وایدئولوژیکی این یک اشتباه است به نفع ضد مارکسیست تا خودش را به عنوان مارکسیست جا میزند.این درست نیست برای اعتبار دادن به رومانی زمانی که انگل های بورژوایی رومانیی میتوانند در فراوانی و وفور نعمت بزرگ زندگی کنند زمانی که مردم چین در تلاش وفداکاری های بزرگ وهنگامی که موفقیت های بزرگ به دست اوردند وکار بزرگی آنها انجام میدهند در برخی مواقع چربی ,گوشت وحتی غذای اصلی خود برنج را به دست میاورند.
تحریم این چیزها ممکن است تاثیرات زیادی روی چین نداشته باشند.اما روی آلبانی,آلبانی سوسیالیستی که در محاصره وحشیانه توسط دشمنان که برخی از آنها رویزیونیست ها که که در ژست کمونیست ها هستند میباشد از طریق اعتبار خود از امپریالیست ها وچین وبه عنوان موردی با رومانیایی ها در مبارزه جمهوری ما تاثیر میگذارد. در واقع نئوبورژوارویزیونیست ها استاندار های زندگی را نمیتوانند داشته باشند.
با این حال ما باید به سفر چاوشسکو در چین را ببینیم وهمچنین باید بر تقضاهای ارائه شده وسخنرانی رهبران چینی چشمانمان را ببندیم اما موضع مطبوعات ما در حمایت از چین سرد خواهد شد در غالب خبری ساده آنرا انتشار میدهیم.اجازه دهید چینی ها نگرش مارا نسبت به رویزیونیست های رومانیی ببینند که مس ما به هیچ وجه قصد "تذهیب" ندارد.

-انور خوجه



تحلیل ونظر رفیق خوجه درباره پیروزی انقلاب 57 ومسائل بعد آن در ایران و بوجود آمدن پدیده جمهوری اسلامی وتحلیل بر آن از کتاب تحلیلی بر مسائل خاورمیانه توصیه میکنم حتما مطالعش کنید:

13 فوریه 1979
سه شنبه
{23 بهمن 1357}
"انقلاب مردمی در ایران پیروز شده است"

 


انقلاب مردمی در ایران پیروز شده است،سلطنت فئودالی پهلوی سرنگون شد
دیروز دولت شاه، به ریاست شاپور بختیار تسلیم شد. محل حکومت موقت که برای مانور علیه مردم تشکیل شده بود سقوط کرده وگارد مشهور سلطنتی ریشه کن شد,
ساواک نیروی انتظامی بدنام شاه، نیز به همین ترتیب ریشه کن شد,این یک پیروزی بزرگ و گسترده برای توده های مردم انقلابی ایران هست،که برای سال های مداوم در پایان با مبارزه ,شجاعت و ایثار و در سه یاچهار ماه اخیر ضربات قاطع را بر سلطنت منفور ،محمدرضا شاه پهلوی زد.
این انقلاب ضد فئودالی و ضد امپریالیستی از مردم ایران به طور قابل توجهی تحت تاثیر آخوندهای شیعه، توسط رهبری آیت الله خمینی، جانشین آیت الله کاشانی کسی که رهبر شیعه در زمان مصدق بود میباشد.در حقیقت نفوذش غیر قابل انکار بود اما علی رقم نفوذ وپوشش دموکراتیک نتیجه یک فلسفه ایده آلیستی ارتجاعی قرون وسطی ای را داشت.اما زمان لازم هست برای آنکه آنها{حکومت آخوندی} تثبیت بشوند در ایران.اما در زیر این پوشش وفلسفه چیزی که جمهوری اسلامی نامیده شده دیر یا زود ممکن است به تقویت پایه های یک دولت ارتجاعی وتاسیساتی جدید,البته, اشکالی جدید برای ایران یا امپریالیسم امریکا ودیگر امپریالیست ها بیانجامد.
مانور شیعیان آیت الله خمینی در درون این جنبش میباشد که در آن نیروی تعیین کننده مردم بودند.هر چند نیروهای بیشتر دیگر ی هم وجود دارند ،.مثلا حزب «توده» ، تا آنجا که ما می دانیم، تحت تاثیر شوروی ها هستند بیکار باقی نمی ماند. در این انقلاب عناصر ضد امپریالیستی و مترقی مارکسیست لنینیست نمی توانستند نقش محوری داشته باشند آنها هنوز هم فاقد لزومات وسازماندهی اساسی هستند. اما در طول این انقلاب آنها یاد گرفتند که چگونه مبارزه کنند,در حال حاضر وظیفه خودشان را برای تحکیم خود و تلاش برای حمایت از،توده های وسیع مردم هستند که این انقلاب از یک خصوصیت بورژوا دموکراتیک باید بیرون بیاید وبه تدریج خودرا از ایدئولوژی شیعه آرمانگرا جدا کند،.و از این رو، آنها باید اول به سلب مالکیت اموال از فئودالها وسرمایه داران پرداخته و آن را به نفع مالکیت عموم مردم قرار داده وبه انجام اصلاحات ارضی بپردازند،اصلاحات ارضی نه فقط در کلمات بلکه درمنافع دهقانان فقیر و طبقه متوسط ایران. به همین ترتیب، آنها باید انقلاب را عمیق کنند برای پیشرفت انقلاب بزرگ از پرولتاریای ایران از کارگران صنعت نفت ودیگر بخش های صنعتی زیرا امپریالیسم امریکا مقدار زیادی سرمایه گذاری کرده در ایران, پالایشگاه های مدرنی ساخته وهمچنین کارخانجات متعدد دیگری که تعداد زیادی از نیروی کاری در آنجا به کار گرفته شده اند،، از این رو، بدون عجله به مبارزه در تمام جبهه ها با جنبش شیعه بپردازند، که به نظر می رسد تاثیر قوی در ایران دارند، مارکسیست لنینیست های ایران،انقلابیون و عناصر مترقی باید در ایران،هدف از تلاش های خود را به مخالفت با فلسفه ایده آلیستی این جنبش شیعه اختصاص دهند، چرا که در حال حاضر ما می بینیم که این افراطیون مذهبی کارشان به مرحله عمل رسیده است, مساجد در حال حاصر در حال تبدیل شدن به مراکز اصلی تلقین آیت الله خمینی هستند تحمیل تجدید نظر به مردم برای هر چیزی را به کار گرفتند، جدای از دستورالعملی که خود خمینی می دهد.در این میان دستورالعمل که از طرف گروه های مختلف داده می شود برخی از آنها درست است، به عنوان مثال کسانی که می گویند رفتارهای خصمانه نسبت به مردم ایران باید منحل شود.به غیر از این مسائل، انقلابیون،مارکسیست لنینیست ها، عناصر مترقی از طبقات مختلف باید خود را آزادکنند از قید دین و ایدئولوژی مذهبی و تعالیمش و بالاتر ومهم تر از همه، زنان باید آزاد شوند از بردگی اسلامی،که آنها را مجبور به پوشیدن حجاب میکند باید با هم دیگر به دور اندازند،به طوری که زنان چهره خود را کشف سازند.زنان باید در همه جا شروع به کار در کارخانه ها وجاهای دیگر کنند. در ایران، کشوری که در آن قرون وسطی رژیم فاشیستی وامپریالیستی مذهبی غالب شده تا به این روز، زنان نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می دهند و در هرکشوری هم، یکی از انقلابی ترین نیروهای پرولتاریاهستند.
انقلابیون و مارکسیست لنینیست های ایران، خود پرولتاریا، باید درس گرفته باشند از استثمار وحشیانه ای که آمریکا،امپریالیسم بریتانیا و فرانسه و تمام جهان سرمایه داری
بر آنها تحمیل کرده است، به همین دلیل آنها دیگر نباید اجازه دهند که ثروتشان را از کشورشان برده و دوباره در ابعاد مختلف میان همین امپریالیستها غارت شود. به طور طبیعی، ایران نمی تواند از انزوا خارج شود واین نمیتواند برای تولید و فروش نفتش موفق باشد.نفت یک ثروت بزرگ آن کشور است. اما همچنین تار و پود حیاتی برای جهان غرب نیز هست،به ویژه برای سرمایه داری جهانی،تا آنجا که میتواند حتی به راه انداختن جنگ برای نفت ایران بپردازد.
ایران می تواند در یک فیلد از نبرد بین آمریکایی ها و امپریالیسم جهانی و سوسیال امپریالیسم شوروی، که حدود دو هزار کیلومترمرز مشترک با ایران دارد که در آن بسیاری از آذربایجانیها زندگی می کنند قرار بگیرد. آن آذربایجانیهایی که از ایران هستند خانواده و رابطه های قبیله ای با کسانی که از اتحاد جماهیر شوروی هستند دارند، بنابراین غیر ممکن است که آن کشور نفوذ در انقلاب نداشته باشد.مردم ایران، مردان خاص خود را{برای رهبری این انقلاب} درحزب «توده» و دیگر اقشار سیاسی ندارند.
بنابراین، میدانند اهمیت ایران این است که عمدتا بر اساس نفتش شناخته میشود ، و همه آنها برای نفت مبارزه خواهند کرد،انقلابیون ایران باید در مورد این مسئله هوشیار باشند. با توجه به آنچه که خبرگزاری های خارجی می گویند, افراد با نفوذی را در نظر گرفتند برای محاصره نفت ایران که خیلی بیشتر و وحشتناک از محاصره برلین، جنگ در کره جنوبی، و یا جنگ در ویتنام خواهد بود.. این یک واقعیت از حوادث در ایران، است. اعتصاب چهار ماهه توسط کارگران استخراج نفت سبب شده است که صنعت سرمایه داری اروپا و آمریکا فلج شود که برای بیرون آمدن از آن حداقل دو سال طول می کشد تا بهبود بیابند.
بنابراین این یک مشکل حاد است. اگرایرانیان بصورتی پایدار و محکم به این موقعیت انقلابی ادامه دهند در آینده، با جدیت وپشتکار، این اقدام ایشان قطعا نفوذ زیادی در بسیاری از کشورهای دیگر خاورمیانه، خواهد داشت. در حال حاضر خمینی خودداری کرده از دادن نفت به اسرائیل دوست امریکایی ها که پیش از این 75 درصد از بنزین خودشان را از ایران میگرفتند وهمینطور در همین عرصه از رودزیا و اپارتاید افریقای جنوبی اجتناب کرده است.
اگر دولت جدید اسلامی شکل بگیرد معاملات مجددا شکل خواهد گرفت همراه با مشکل نفت در منافع مردم ایران و مردمی که دیگر بیحال شدن تحت سلطه امپریالیست ها و سوسیال امپریالیست ها{وضعیت امروزه ایران}،وسپس زمینه سازی برای اجرای انقلاب خواهد شد.
اما، البته، انقلابیون ایران،مارکسیست لنینیست ها باید این را درک کنند که پرولتاریا نمی تواند آنچیزی را که آنها دوست دارند انجام دهد، تنها آنها استقبال خواهند کرد از این اقدامات که همه در یک بار با ارائه عینی وضعیت انقلابی ایجاد شود،هنوز جنبه های فکری نیز هست که تحت سلطه عنصر آرمانگرا مذهبی هست، باید از این وضعیت بیرون آمده و توسعه بیشتری پیدا کند که برای ایجاد یک عنصر قدرتمند باید به تدریج توسط استفاده وپیشرفت از طریق اتحاد انجام شود، و یا برچیدن موانع رسیدن به آن که در این اقدامات برای منافع مردم مضر هستند، دقیقاتوسط استفاده از انقلابی بزرگ از قدرت مردم است.
مردم ایران باید آگاه باشند که آنها خودشان میتوانند این پیروزی را به دست آورده وبسازند ، که آن از نتیجه مبارزه خود آنها ممکن هست نه توسط پیروزی آیت الله خمینی،یا نه توسط الله،حضرت علی یا حضرت حسین ، و قطعا در آینده، مقدار زیادی از بحث ها در همین زمینه ها خواهد بود. در مورد الهام اسلامی این انقلاب،عاملی تعیین کننده در آن مبارزه بود. مردم و کارگرانی که به ضرب گلوله کشته شده و در کف خیابان ها افتادند، در برابر شاه، در برابر امپراتوری قرون وسطایی و علیه امپریالیسم،برای خود یک زندگی آزاد و آینده ای شادتر، دموکراسی واقعی را خواستار شده بودند که در آینده توسط انقلابی سوسیالیستی برقرار خواهد شد را به دست خواهند آورد.

-انور خوجه

 

     

 

بخشی دیگر از سخنان مهم وتامل بر انگیز رفیق انور خوجه درباره ماهیت اسلام ورویزیونیست های چپنمایی که سعی بر عوام فریبی داشته ودارند....
:(به نقل از کتاب تحلیلی بر مسائل خاورمیانه)


یکشنبه
31 ژانویه 1965

الجزایر در تلاش است تا خود را به عنوان ارائه الگویی به سبک کوبا از «سوسیالیسم کوبا»،یا «مارکسیسم کوبا»، و کمونیستهای الجزایر، که قانونی و ثبت شده وگنجانده شده درجبهه آزادی بخش ملی هم هستند معرفی کنند، که به گفته عاملی نفوذی از ما{حزب کار آلبانی سوسیالیستی} در داخل آن ها، افرادی مانند حامیان Blas Rocas(بلاس روکاس)در حزب کمونیست کوبا مشغول به کار با مطبوعات و تبلیغات هستند. و چقدر هم«محبوبانه» نفوذشان را اعمال میکنند! آنها به قوانین قرآنی را به تصویب رساندند و تلاش دارند برای اینکه نشان بدهند که دین اسلام مطابق با سوسیالیسم در بسیاری از مسائل اخلاقی است.به نوبه خود، بن بلاو کسانی که در موقعیت های پیشرو، مایل به می باشد روابط خوبی با رویزیونیست شوروی,تیتوئیست ها،آمریکایی ها و فرانسوی ها برقرار کرده و به دریافت کمک های مادی از آنها بپردازند، که این کار عملا برای «سوسیالیسم عملی» شکست خورده هست و هرگز برای «سوسیالیسم علمی» نمیتواند موثر باشد.
برای سوسیالیسم ، به عنوان مثال اگر این دو چیز{سوسیالیسم عملی وعلمی} بین دیوار چینی قرار گرفتند. در اینجا رویزیونیست هادر توافق کامل با این نمایش هستند وآنها از هر گونه عوام فریبی،هر گونه انحراف، هر گونه حمایت ازتجدید نظر در مارکسیسم، آنها به نفع هر نوعش حمایت میکنند،برداشتی درست است که می تواند ساخته شده از مارکسیسم لنینیسم باشد، به شرطی که مارکسیسم لنینیسم علمی و مبارزه باشد.
در حال حاضر دردوره ماه رمضان، ترور مذهبی حاکم در الجزایر هست - آنها ضرب و شتم و زندان میکنند کسانی را که مراسم ماه رمضان را رعایت نمی کنند،رستوران ها از سرو غذا ممنوع میکنند برای الجزایری ها در طول روز، وادار کردن مردم به رفتن به مسجد، یا به دعا هر کجا که آنها هستند رخ می دهد و آنها اسم این کارا رو گذاشتن«سوسیالیسم» !!!...


-انور خوجه

 

از کتاب "تحلیل هایی بر مسائل خاورمیانه"
"...انقلابیون،مارکسیست لنینیست ها، عناصر مترقی از طبقات مختلف باید از یوغ دین و ایدئولوژی مذهبی و تعالیم آن خود را آزادکنند و بالاتر ومهم تر از همه، زنان باید آزاد شوند از بردگی اسلامی،که آنها را مجبور به پوشیدن حجاب میکند باید با هم دیگر به دور اندازند،به طوری که زنان چهره خود را کشف سازند.زنان باید در همه جا شروع به کار در کارخانه ها وجاهای دیگر کنند. در ایران، کشوری که در آن قرون وسطی رژیم فاشیستی وامپریالیستی مذهبی غالب شده تا به این روز، زنان نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می دهند و در هرکشوری هم، یکی از انقلابی ترین نیروهای پرولتاریاهستند..."
-انور خوجه
13 فوریه 1979
[23 بهمن 1357]

 

"اسرائیل,-بزرگترین ابزار تشنه خون امپریالیسم امریکا- که به طور اتفاقی یک سد بزرگ برای پیشرفت مردمان عرب شده است, نبرد علیه اسرائیل مشکلی مشترک برای همه افراد ایجاد کرده است"
-رفیق انور خوجه

 

...در مواد گنجانده شده در این کتاب نگرش حزب کار و کارگران و مردم جمهوری سوسیالیستی آلبانی به تمام مشکلات که با بحران خاورمیانه مرتبط هستند, رک و پوست کنده بیان میکنم. شرکت اصولی کشور و مردم ما به نفع مبارزه مردم فلسطین و دیگر مردم عرب علیه اسرائیل و دو ابرقدرت امپریالیستی{شوروی وامریکا}، در حمایت از مردم ایران، مردم افغانستان و آزادیخواه مردم آفریقایی خلاصه شده است. این بخش نیز در بسیاری دیگر از اسناد مهم حزب و دولت ما موجود هست و همچنین در انجمن های مختلف بین المللی مانند UNO، و غیره، که در آن نمایندگان ما مبارزه و تنها علت دفاع برادرانه از مردم عرب بیان شده است. اعتماد به نفس و ارزیابی که در این کتاب موجود می باشد اثبات بیشتر از آن دوستی گرم و صمیمی است که همیشه مردم آلبانی با مردم عرب و با تمام مردم آزادیخواه و صلح دوست جهان مرتبط است...

رفیق انور خوجه به نقل از کتاب تحلیلی بر مسائل خاورمیانه اثر رفیق انور خوجه
1958-1983

English

 

 

 

 

 

 

 

-انور خوجه

فارسی